رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 12 خبر


  • شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۷
  • السبت ۱۰ جماد ثاني ۱۴۴۰
  • 2019 Saturday 16 February
تهران Partly Cloudy / Windy
١٠(°C)
وزش باد ٢٣(mph)
فشار ٢۵.٨٧(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 2-Low
رطوبت ٢۵.٨٧(in)

شایعه دریافت دستمزدهای چندین میلیونی چند بازیگر سینمای ایران چیز جدیدی نیست. مدتهاست با گیشه داغ بعضی از فیلمهای سینمایی، بحث افزایش نجومی دستمزد بازیگرانشان هم گرم شده است. در این میان یک کمدین و یک بازیگر جوان درامهای تلخ ظاهرا دستمزدهای چشمگیری را دریافت می کنند.

دستمزد یک میلیاردی عطاران و ۷۰۰ میلیونی محمدزاده؟

واقعیتی که سوژه گزارش اخیر سایت تابناک با عنوان «دستمزدهای یک میلیاردی برای دو بازیگر سینمای ایران / گران‌ترین بازیگر زن، ۳۵۰ میلیون تومان» شد. نویسنده البته هیچ اشاره ای به نام بازیگران نکرده، اما با اندکی تاملو تحقیق می توان دریافت منظور چه کسانی هستند.

در بخشی از این گزارش آمده:«با افزایش چشمگیر اقبال عمومی نسبت به فیلم‌های کمدی، دستمزد کمدین‌های مشهور رو به فزونی گذاشته و یکی از بازیگران کمدی سینمای ایران دستمزد دویست میلیونی به علاوه درصدی از فروش یا رقمی یک میلیاردی را طلب می‌کند که با توجه به ظرفیت این بازیگر ظاهراً معامله‌ای مقرون به صرفه است. این بازیگر این روزها بشدت گزیده‌کار شده و با توجه به ارزش برند خود، صرفاً پیشنهادهایی را می‌پذیرد که مطمئن باشد فروش بالایی داشته باشد و اعتبار برندش به خطر نیافتد».

با نگاهی به ترکیب فیلمهای روی پرده و رقمهای فروش مشخص می شود که منظور رضا عطاران است. او که سال گذشته «خانم یایا»، «مصادره» و «هزارپا» را بازی کرد، امسال فقط در فیلم جدید عبدالرضا کاهانی با نام «آزاد مثل هوا» در کانادا جلوی دوربین رفته که همچنان فیلمبرداری آن ادامه دارد.

عطاران که این سالها حسابی پرکار و مدنظر اغلب کمدی سازان بوده، امسال از پرکاری فاصله گرفت. به نظر می رسد افزایش انتقادها از کمدی های نازل اخیر سینما موجب شده تا عطاران قدری در پذیرش پیشنهادها تجدید نظر کند. البته برخی معتقدند چه عطاران و چه دیگر چهره هایی که از قِبَل آنان فیلمها به راحتی مرز ۱۰ میلیارد را رد می کنند، شایستگی دریافت این میزان دستمزد را دارند.

مخالفان اما معتقدند تن دادن معدودی از تهیه کنندگان برای پرداخت دستمزدهای چندین میلیونی و چند میلیاردی، رِنج منطقی دستمزدها را به هم می ریزد و هزینه تولید فیلم و سریال را به طرز عجیبی بالا می برد.

عطاران اخیرا «هزارپا» را در کنار جواد عزتی روی پرده داشت که فیلم بیش از ۳۷ میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومان فروخت. اگر این رقم را در کنار ارقام فروش دو فیلم دیگر امسال او یعنی «خانم یایا» و «مصادره» بگذاریم که مجموعشان حدود ۱۹٫۵ میلیارد می شود، رقم کل گیشه او به رقم ۵۷ میلیارد می رسد که شگفت انگیز است و فارغ از کیفیت آثار، نشان از محبوبیت او نزد عامه سینماروها دارد.

هر چند او در دو فیلم «هزارپا» و «خانم یایا» فروش گیشه را باید به ترتیب با چهره هایی چون جواد عزتی و حمیدفرخ نژاد سهیم بداند، اما تقریبا اغلب علاقه مندان به سینما و کارشناسان بر سهم عمده تر عطاران نسبت به همبازیانش در فروش فیلمها اذعان دارند.

در این مطلب همچنین با گوشه و کنایه به محمدرضا گلزار، البته بدون ذکر نام از مطالبه دستمزد یک میلیارد تومانی توسط او صحبت به میان آمده است.

نویسنده در مورد او نوشته«این بازیگر در فیلم‌هایی که تنها ستاره فیلم بوده، نفروخته اما در کنار بازیگران کمدی دیگر می‌فروشد و به همین دلیل علاوه بر سناریو روی ترکیب بازیگران نیز تاکید دارد و در صورتی که ترکیب بازیگران نتواند به فروش فیلم منتهی شود، او با دستمزد یک میلیاردی نیز حاضر به پذیرش پروژه نیست»!

اما در بخشی از مطلب مذکور که ظواهر حکایت از اشاره به نوید محمدزاده دارد، گفته شده او «پس از فروش بالای فیلم‌های اخیرش، سطح دستمزدش را بالا برده و ۷۰۰ میلیون طلب می‌کند». منظور از فیلم اخیر، «مغزهای کوچک زنگ زده» است که حدود ۱۲ میلیارد تاکنون فروخته است.

بخشهایی دیگر از مطلب مذکور را که به نظر اشاره به لیلا حاتمی دارد بدون پیش زمینه دیگری بخوانید:«گران ترین بازیگر زن سینمای ایران ۳۵۰ میلیون تومان دستمزد طلب می‌کند و این رقم برای چهره‌های سینمای ایران ۳۰۰ تا ۲۰۰ میلیون تومان است.

با توجه به اینکه ثابت شده، حضور یک بازیگر زن به خودیِ خود نمی‌تواند ضامنی برای بازگشت اصل سرمایه و سوددهی یک فیلم باشد، تهیه کنندگان در حال حاضر دستمزدی بیش از این پرداخت نمی‌کنند و بازیگران زن سینما نیز در رقابت برای نقش‌های بهتر، حاضرند تخفیف‌های بسیار قابل توجهی برای فیلم‌های مختلف پرداخت کنند».

بانی فیلم

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

محمد کاظم انبارلویی؛

چرا آمریکا رو به افول است؟

پاسخ به این پرسش برای ما حیاتی است که چرا آمریکا رو به افول است؟ فهم چیستی ماهیت قدرت در آمریکا به چرایی این پرسش، هر فردی را که جویای حقیقت باشد، رهنمون می‌سازد. قدرت آمریکایی‌ها روی چهار ستون استوار بود که عبارتند از: 1- رکن اخلاقی و ایدئولوژیک 2- توانایی در حل معضلات خود و همپیمانان 3- توانایی ائتلاف ‌سازی و استفاده از قدرت‌های دیگر برای مقابله با رقیب 4- قدرت مهار رقیب رکن اول: آمریکا به ویژه در نیم قرن اخیر، خود را پرچمدار «دموکراسی» و «آزادی» در جهان می‌دانست. آمریکایی‌ها با این دو پرچم، داعیه‌ دار حقوق بشر در سرزمین خود و در کل جهان بودند. روسای جمهور آمریکا یک دکور اخلاقی داشتند و خود را در کادر این دکور تعریف می‌کردند. امروز از این بساط و دکور چیزی باقی‌ نمانده است. آنها به کسی رای دادند تا به کاخ سفید راه یابد که تیر خلاص به اخلاق، مذهب، انسانیت، آزادی و پایبندی به تعهدات بزند. فیلسوفان سیاسی غرب و آمریکا از تئوری‌پردازی در حوزه‌های اخلاق، سیاست، حقوق اساسی، حقوق بین‌الملل و ... عقیم هستند. آنان که می‌گفتند لیبرالیسم پایان تاریخ است و پس از آن هیچ کس قادر نیست اندیشه‌ای ناب در خصوص فلاح و رستگاری بشر بیاورد، امروز سوگمندانه به پایان کار خود و ایده‌های پوسیده خود نشسته ‌اند و حرفی برای بشر ندارند. آنها با بازخیزش جوامع اسلامی به سوی تمدن اسلامی و ظهور انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) و استمرار انقلاب پس از امام (ره) توسط مقام معظم رهبری، به پرسش‌های کلیدی عصر ما دیگر نمی‌توانند پاسخ دهند. موتور ایدئولوژی آنها فاقد یک سوخت معنوی و ساخت اخلاقی است. قدرت در آمریکا فعلاً در چاه ویل حاکمیت دوگانه است، بعید است از این مخمصه رهایی یابد. آمریکائی ها در عصری زندگی می‌کنند که زیر آواری از پرسش‌های بی‌پایان به ویژه در حوزه آزادی دفن شده‌اند. آنها از رویارویی نبرد نرم با ایران کم آورده‌اند، آستانه تحمل خود را از دست داده‌اند، بستن صدها صفحه شبکه‌های اجتماعی در فیسبوک، تونیتر و اینستاگرام که برخی از آنها تا 5/2 میلیون نفر مخاطب دارد و از سوی ایرانیان و طرفداران جمهوری اسلامی پیام‌رسانی می‌شود، نشان می‌دهد آزادی قلم و بیان و گردش آزاد اطلاعات، آمریکائی ها را به شدت رنج می ‌دهد. رکن دوم: آمریکایی‌ها امروز بدهکارترین دولت خود را تجربه می‌کنند، زیرساخت‌های حیاتی آمریکا در تمامی ابعاد نیاز به نوسازی دارد. اینکه ترامپ با راه‌اندازی جنگ تعرفه‌ها مشغول جیب‌ زنی رفقا و متحدان خود است، نشان می‌دهد برای نوسازی آمریکا سخت نیازمند بودجه است. با قرض و قوله نمی‌تواند آن نیازمندی‌ها را برطرف کند. باید هزینه‌ها به ‌ویژه هزینه‌های سرسام‌ آور لشکرکشی به اقصی نقاط جهان را کم کند و به فکر درآمدزایی باشد. آمریکا‌یی‌ها امروز برای حکمرانی خوب در برابر کوهی از پرسش‌های بی‌پاسخ قرار دارند. برای پاسخ به آنها، زدن زیر هر پیمان و عهدی را اولین راه‌ حل می‌ دانند. سازمان آمار آمریکا می‌گوید: «48 درصد مردم آمریکا گرسنه ‌اند و در مرز خط فقر زندگی ...

تازه ترین اخبار