رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۸
  • السبت ۲۰ رمضان ۱۴۴۰
  • 2019 Saturday 25 May
اوقات شرعی

  • شنبه ۶ بهمن ۱۳۹۷ - ۱۰:۴۰
  • کد خبر : 67096
  • مشاهده : 31 بازدید
  • سرمقاله
  • چاپ خبر : فرار از پاسخگویی

اظهارات چندی پیش محمود واعظی رئیس دفتر رئیس جمهور در دیدار با روابط عمومی های سراسر کشور مبنی بر اینکه در شرایط کنونی نیازمند اطلاع رسانی فعال و پویا هستیم، در حالی مطرح می شود که کرسی مهمترین رکن دولت برای پاسخگویی و اقناع افکار عمومی که «سخنگوی دولت» است، همچنان تعیین تکلیف نشده است […]

اظهارات چندی پیش محمود واعظی رئیس دفتر رئیس جمهور در دیدار با روابط عمومی های سراسر کشور مبنی بر اینکه در شرایط کنونی نیازمند اطلاع رسانی فعال و پویا هستیم، در حالی مطرح می شود که کرسی مهمترین رکن دولت برای پاسخگویی و اقناع افکار عمومی که «سخنگوی دولت» است، همچنان تعیین تکلیف نشده است و از نهم مردادماه ۹۷ که نوبخت از سخنگویی دولت استعفاء کرد، ۱۷۹ روز است که این کرسی در دولت خالی مانده و هیچ مقامی هم در این رابطه توضیحی ارائه نمی دهد.

گویا انتظارها برای انتخاب سخنگو رو به فراموشی گذاشته و این موضوع هم در بین خیلی از اتفاق های ریز و درشت دولت گم شده است. در حالیکه حسن روحانی رئیس جمهور بارها در مورد شفافیت از تریبون های متعدد سخن گفته و بر این مهم تأکید کرده است. اما این تأکیدها تا کنون در مورد خالی ماندن مسئولیت سخنگو نتیجه ای نداشته است.

گمانه زنی‌ها برای سخنگویی دولت

شش روز پس از استعفای نوبخت و در ۱۷ مرداد ماه خبرگزاری جمهوری اسلامی با انتشار گزارشی با تیتر «سرنوشت سخنگو» اشاره ای به گزینه های احتمالی سخنگویی دولت داشت و آورده بود: استعفای نوبخت در شرایط کنونی گمانه زنی هایی را برای انتخاب سخنگو به وجود آورده است؛ از اسحاق جهانگیری، عبدالرضا رحمانی‌فضلی، علی ربیعی وزیر تازه استیضاح شده تا محمود واعظی جزو این گزینه ها هستند.

پس از آن نیز روزنامه اصلاح طلب آرمان امروز در شماره ۲۶ آبان خود از سخنگوهای جدید دولت خبر داد و به نقل از یک منبع آگاه نوشته: پس از ۴ ماه خلأ وجودی سخنگو در دولت، رئیس‌جمهور قصد دارد با شیوه‌ای نوین به تغییرات در این حوزه بپردازد.

این منبع آگاه گفته: «دیگر سخنگویی به معنای گذشته مطرح نخواهد شد؛ درمقابل احتمال دارد دو عضو دولت نه سخنگو مانند گذشته، بلکه عملکرد اطلاع‌رسانی را داشته باشند»؛ از این جهت گویا سخنگویی در میان کارگزارانی‌ها و اعتدال و توسعه به مساوات تقسیم شده؛ بدین نحو که محسن حاجی میرزایی اخبار مصوبات و مسائل دولت را اطلاع‌رسانی کند و محمود واعظی رئیس دفتر روحانی و عضو ارشد حزب اعتدال و توسعه نیز وظیفه سخنگویی در حوزه مسائل مربوط به رئیس‌جمهور را بر عهده داشته باشد.

وی اضافه کرد که «در غیاب سخنگویی دولت، هر وزارتخانه نیز به نوبه خود، مباحث و اخبار خود را مطرح خواهد کرد.»

این منبع آگاه همچنین اسامی مختلفی که این روزها در محافل رسانه‌ای برای سخنگویی مطرح می‌شود را رد کرد. اکنون در حالی از واعظی و محسن حاجی میرزایی به عنوان سخنگویان آتی دولت نام برده می‌شود که پیش از این هم نام آنان، البته به صورت مجزا و به عنوان سخنگوی واحد دولت، مطرح شده بود. پیش از این واعظی در مقام رئیس دفتر رئیس‌جمهور هر چهارشنبه در حاشیه هیأت دولت در جمع خبرنگاران حاضر می‌شد و به تمام سوالات داخلی و بین‌المللی در حوزه‌های مختلف پاسخ می‌داد.

سهم خواهی حزبی در منصب سخنگو

پس از اینکه در گزارش رسانه های حامی دولت و اصلاح طلبان اخباری از سهم خواهی های حزبی برای سخنگویی دولت سخن به میان آمد، مشخص شد مشکل خالی ماندن کرسی سخنگویی تا حدود زیادی چیست. هدایت الله خادمی نماینده مجلس شورای اسلامی درباره طولانی ماندن تریبون سخنگوی دولت، می گوید: یکی از علت های اساسی طولانی شدن انتخاب سخنگوی جدید دولت، فشارهای مختلف افراد و گروه های مختلف برای انتخاب این فرد است، چرا که این گروه ها ادعا دارند که در پیروزی روحانی در انتخابات نقش داشته اند و در چنین شرایطی به دنبال سهم خواهی هستند که فرد موردنظرشان انتخاب شود.

یا در جای دیگری قدیری ابیانه که بنیانگذار شورای اطلاع رسانی دولت است، می گوید: شاید هم آقای روحانی در اقوام و همشهریان خود فردی را برای انتخاب سخنگو پیدا نکرده و ظاهراً هم بستگان در پست هایی مهمتر و بی دردسرتر و شاید هم با درآمد بالاتری مشغول هستند.

واکنش واعظی به گمانه زنی ها برای سخنگویی دولت

پس از این گمانه زنی ها بالاخره محمود واعظی رئیس دفتر رئیس جمهور پشت تریبون آمد و گفت که سخنگوی دولت نمی شود. او در اظهار نظری در این رابطه بیان کرد: قطعاً من نمی‌توانم این کار را کنم، چون ما اعتقاد داریم که سخنگو نباید این طور باشد که صرفاً چیزی را که می‌پرسند بدون مطالعه قبلی پاسخ دهد. ما هم برای سؤال خبرنگاران و رسانه‌ها ارزش قائل هستیم و هم برای مردم عزیزمان که باید اطلاعات پخته، به موقع و دقیق به دستشان برسد. سخنگو حتماً باید از یکی از اعضای دولت باشد که بتواند برای این کار وقت بگذارد.

رئیس‌دفتر رئیس‌جمهوری در تاریخ ۴ آبان ۹۷ علت تاخیر در معرفی سخنگو از سوی دولت را تمایل برای انتخاب فردی از داخل مجموعه دولت عنوان کرد. حال آنکه ظاهراً همه دولتمردان مسئولیت های خطیری در دولت دارند و مشابه وضعیتی را تجربه می کنند که نوبخت آن را علت استعفای خود دانست و خواست تا در امور بودجه و برنامه ریزی تمرکز بیشتری داشته باشد و رئیس جمهور هم به همین دلیل با استعفاء او از سمت سخنگویی موافقت کرد.

انتخاب سخنگوی دولت در هاله ای از ابهام

حال دولت سخنگو ندارد، سخنگویی که می توانست در اوج کش مکش های نظام اقتصادی نقش روشنگری ایفاء کند و جای خالی آنها سوال و پرسش های متعددی را در ذهن ها تلنبار کرد و حدود ۲۵ هفته است که جلسات هفتگی سخنگوی دولت تعطیل است و مشخص نیست که چه زمانی قرار است پاسخگویی دولت از طریق سخنگو مجدد برقرار شود.

فرار از پاسخگویی به روش دولت روحانی

به هر حال وقتی دولت از انتصاب سخنگویی دولت در این مدت طولانی خودداری کرده، راه را برای تحلیل های سیاستمداران باز می کند تا رفتار دولت را برای پاسخگویی به افکار عمومی تحلیل کنند. فعالان سیاسی معتقدند یکی از دلایل مهم عدم انتخاب سخنگو، فرار دولت از پاسخگویی است. عبدالله ناصری فعال سیاسی اصلاح طلب در این رابطه گفت: از آنچه در ذهن آقای روحانی گذشته و سخنگو انتخاب می کند، خبر ندارم، اما بر اساس تجربه سیاسی و تاریخی یکی از نقاط ضعف دولت است است که نتواند با مردم و افکار عمومی ارتباط برقرار کند.

وی ضمن یادآوری جایگاه مهم سخنگو در دولت، اظهار داشت: با وجود آنکه صدا و سیما اپوزیسیون دولت اصلاحات بود، سخنگوی دولت با حضور تمام وقت در عرصه سخنگویی تصویر خوبی را از دولت با همه محدودیت ها نشان می داد ولی به نظرم برای آقای روحانی و نزدیکان وی ظاهراً افکار عمومی خیلی مهم نیست. انگار رئیس جمهور فکر می کند سخنگو در جامعه مدنی تاثیری ندارد و سخن گفتن و ارتباط برقرار کردن را بی تاثیر می دانند.

همچنین چندی پیش غلامحسین کرباسچی، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی درباره خالی بودن صندلی سخنگوی دولت گفته بود: خب این یعنی اینکه دولت سخنی ندارد که بگوید به خاطر همین سخنگو ندارد. اگر سخنی برای گفتن داشته باشد حتماً سخنگوی خود را پیدا می‌کند.

دبیر کل حزب کارگزاران سازندگی در ادامه در پاسخ به این سوال که تبعات خالی بودن این جایگاه چیست؟ و نبود سخنگو در دولت چه تاثیری بر وضعیت دولت خواهد داشت، عنوان کرد: تبعات آن هم همین است که رابطه مردم با دولتشان قطع است. وقتی که کسی نیست تا حرف دولت را بزند، مردم هم حرف دولت را نمی‌فهمند و دیگران می‌آیند و هرگونه که می‌خواهند وضعیت را تفسیر می‌کنند.

کرباسچی در ادامه درباره بی‌انگیزگی دولت برای انتخاب فردی برای پر کردن جایگاه سخنگو گفت: بالاخره لابد احساس ضرورتی در این جهت نمی‌کنند. شاید چون خیلی هم حرفی برای گفتن نداشته باشند.

یا در جای دیگری محمد حسن قدیری ابیانه که بنیانگذار شورای اطلاع رسانی دولت است، در خصوص جالی خالی سخنگوی دولت گفت: چندین دلیل دارد که دولت سخنگو انتخاب نمی کند ولی یک دلیل این است که کسی حاضر نمی شود مسئولیت سخنگویی دولت را بپذیرد و دیگر اینکه دولت برنامه ای برای پاسخگویی ندارد. حتی در دوره ای هم که دولت سخنگو داشت، سخنگوی دولت به جای تشریح مواضع، عملکرد دولت را توجیه می کرد.

علاوه بر فعالان سیاسی، برخی از نمایندگان مجلس نیز دلیل عدم انتخاب سخنگوی دولت را فرار از پاسخگویی عنوان کردند. در همین زمینه سیدناصر موسوی لارگانی نماینده مجلس شورای اسلامی گفت: یکی از دلایل اصلی عدم انتخاب سخنگوی دولت، فرار از پاسخگویی است به این معنا که دولت نمی خواهد پاسخگوی مطالبات مردم باشد.

وی با تأکید بر ضرورت انتخاب هر چه سریعتر سخنگوی دولت اظهار داشت: یکی از ضروری ترین مسائل این است که هیات دولت یک سخنگو داشته باشد تا گزارش جلسات و مصوبات را به سمع و نظر مردم برساند، پس از استعفای نوبخت از سخنگویی دولت، باید سرپرست یا سخنگوی جدیدی از سوی رئیس جمهور معرفی می شد.

یا در جای دیگر، هدایت الله خادمی نماینده مجلس شورای اسلامی نیز در همین باره گفت: رئیس جمهور همواره می گوید که رسانه ها باید آزاد باشند و مردم باید از مسائل مختلف کشور اطلاع داشته باشند و قطعاً برای عملیاتی شدن این اظهارات باید سخنگویی تعیین کند ولی با عدم انتخاب سخنگوی دولت، خود را ملزم به پاسخگویی برای افکار عمومی و مردم نمی داند.

اخبار مرتبط

نظرات

ســــــر مقـــــالـــــــــه

لطفا دوباره روی دیوار دموکرات‌ها یادگاری ننویسیم!

حزب دموکرات آمريکا خود را براي رقابت با دونالد ترامپ در انتخابات رياست جمهوري سال ۲۰۲۰ آمريکا آماده مي‌کند. اکثر نامزدهاي حزب دموکرات مدعي شده‌اند که اگر در انتخابات پيروز شوند و به کاخ سفيد راه پيدا کنند، بار ديگر به توافق هسته‌اي با ايران باز مي گردند. واقعيت امر اين است که دولت بعدي آمريکا، حتي اگر دولتي دموکرات باشد، قصد احياي توافق هسته‌اي را نخواهد داشت و در عمل نيز به برجام باز نخواهد گشت! نبايد فراموش کرد که نخستين کارشکني‌هاي علني آمريکا در مغايرت با برجام، در دوران رياست جمهوري اوباما و حضور دموکرات‌ها در کاخ سفيد صورت گرفت. همگان به ياد دارند که وزارت خزانه داري آمريکا در دوران اوباما و پس از انعقاد توافق هسته‌اي، مانع عادي سازي روابط بانکي و اعتباري با ايران و لغو تحريم‌ها شد. پس از آن نيز ترامپ با استفاده از ظرفيت‌هايي که دموکرات‌ها در برجام و خارج آن تعريف کرده بودند (خصوصا مکانيسم ماشه و لزوم تاييد تعليق تحريم‌هاي ايران در بازه زماني ۱۲۰ روزه از سوي رئيس جمهور آمريکا) از اين توافق خارج شد. سران حزب دموکرات معتقدند که اگر آنها بخواهند به برجام بازگردند، بايد از جمهوري اسلامي ايران امتيازات جديد و بيشتري بگيرند! منظور دموکرات‌ها از امتيازات جديد، دائمي کردن محدوديت‌هاي مشخص شده زماني در برجام و متعاقبا، خلع سلاح موشکي ايران است. چندي پيش "فارين پاليسي" در گزارشي به قلم «ايلان گلدنبرگ»، مشاور سابق «جان کري»، وزير خارجه اسبق آمريکا و «اريک بروئر»، کارشناس انديشکده «مرکز امنيت جديد آمريکا» پيشنهاد کرده رئيس‌جمهور بعدي آمريکا پس از اخذ امتياز از ايران به برجام برگردد. گلدنبرگ و بروئر در اين خصوص مي نويسند: رئيس‌جمهور بعدي بايستي از اهرم فشاري که پس از خروج ترامپ از برجام ايجاد شده براي رسيدن به تفاهم اوليه بر سر بسياري از مسائل محل اختلاف با ايران و آينده برنامه هسته‌اي اين کشور استفاده کنند. پيامي که بايد به ايران و دنيا بدهيم اين است: ما انتظار داريم که بار ديگر به توافق برگرديم، اما قبل از آن لازم است صحبت کنيم! ما بايد براي بازگشت به برجام امتيازات بيشتري از ايران بگيريم. اين مواضع به خوبي  نشان مي‌دهد که دموکرات‌ها بازي پيچيده‌اي را در خصوص بازگشت به برجام (در صورت پيروزي در انتخابات رياست جمهوري سال ۲۰۲۰) طراحي کرده‌اند. مغر متفکر دموکرات‌ها در طراحي اين بازي چندلايه، کسي جز جان کري و مشاورانش نيستند. گلدنبرگ معتقد است توجه به اينکه ايران تصميم گرفته که پايبند به توافق هسته‌اي باشد، علي‌رغم خروج آمريکا از آن در راستاي منافعش است، بازگشت آمريکا و رفع متعاقب تحريم‌ها، در حکم واگذاري يکجانبه امتياز به ايران خواهد بود. واشنگتن مي‌تواند در ازاي اين بازگشت، چيزي از ايران مطالبه کند! نکته مهم تر اينکه دموکرات‌ها پاي تروئيکاي اروپايي را نيز به اين معادله پيچيده باز خواهند کرد. سه کشور آلمان، انگليس و فرانسه در سال ۲۰۱۷ ميلادي مذاکرات مستمري را با دولت ترامپ بر سر تغيير برجام آغاز کردند. کليت حضور اروپائيان در اين مذاکرات نشان مي‌دهد که اتحاديه اروپا حتي حداقلي‌ترين ...

جدیدترین خبرها