رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 54 خبر


  • شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۷
  • السبت ۱۰ جماد ثاني ۱۴۴۰
  • 2019 Saturday 16 February
تهران لطیف
٨(°C)
وزش باد ١٨(mph)
فشار ٢۵.٨٧(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 0-Low
رطوبت ٢۵.٨٧(in)

مهناز افشار با بیان اینکه محسن تنابنده تنها کارگردانی است که اجازه نداد حتی یک واو را از فیلمنامه کم کنم، گفت: به‌طور کلی در ایفای برخی از نقش‌ها از روانشناس مشاوره می‌گیرم. همچنین معمولا بعد از ایفای نقش‌ها تحت تراپی (درمان) قرار می‎‌گیرم.

مهناز افشار: بعد از پایان فیلم تحت درمان هستم

مهناز افشار امسال با سه فیلم در سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر حضور دارد. یکی از آثاری که امسال این بازیگر در آن بازی کرده است، فیلم «قسم» به کارگردانی محسن تنابنده است. افشار در این فیلم ایفاگر نقش زنی است که برای گرفتن حکم قصاص قاتل خواهرش یک اتوبوس آدم را برای مراسم قُسامه راهی مشهد می‌کند.

این بازیگر درباره فیلم «قسم» و شخصیت راضیه که آن را ایفا می‌کند، گفت: در واقع قضیه این فیلم قصاص نبوده بلکه به مسئله قُسامه که یکی از احکام فقهی است، می‌پردازد. اما جدا از این موضوع از نظر من بیشترین عذابی که شخصیت راضیه در این فیلم متحمل می‌شود، دروغی است که ندانسته در حال حمل آن با خود بوده است. او در انتهای فیلم متوجه قضاوت اشتباه خود شده و از این موضوع به شدت ناراحت است.

مهناز افشار: بعد از پایان فیلم تحت درمان هستم

وی افزود: تجربه این فیلم به ما ثابت می‌کند که نمی‌توان هر اتفاقی را از یک زاویه نگاه کرد. به شخصه همیشه به این موضوع رسیده‌ام که نباید از یک زاویه به موضوعات نگاه کرد و واقعا برای موضوعات مختلف به یک چرخش ۳۶۰ درجه‌ای نیاز داریم. چراکه ممکن است از جایی که شما به دو نفر نگاه می‌کنید، یک برداشت و از دید من؛ برداشت دیگری داشته باشد. به‌طور کلی اکنون زندگی خیلی سخت شده است.

افشار در ادامه درباره اینکه چقدر مطالعات روانشناختی برای این نوع نقش‌ها دارد، اظهار داشت: من معمولا بعد از نقش‌ها تراپی (درمان) می‌شوم. البته لازم است توضیح دهم که در بازی چنین نقش‌هایی قطعا خیلی از روانشناس مشاوره می‌گیرم.

وی همچنین درباره سختی‌های فیلم «قسم» بیان کرد: ساده‌ترین سختی کار این بود که نزدیک به ۶۰ روز هر روز در سرما و گرما ما یک دست لباس داشتیم. نمی‌دانید چقدر سخت است که هر روز یک لباس که مختص به شخصیت درون فیلم است را بپوشید. چراکه این لباس می‌توانست عرق کرده و کثیف باشد و بو بدهد. البته نمی‌خواهم بگویم که فقط کار گروه ما سخت بوده است، قطعا هر فیلمی سختی‌های خاص خود را دارد ولی فیلم «قسم» واقعا فیلم سختی بود.

بازیگر فیلم «قسم» همچنین درباره کار کردن با محسن تنابنده در سمت کارگردان توضیح داد: ایشان به شدت کارگردان باهوش و مسلطی هستند ولی به شدت سخت‌گیر بوده و اصلا به بازیگر اجازه نمی‌دهد که دیالوگی غیر از آنچه در فیلمنامه نوشته شده را بگوید. به نوعی می‌توانم بگویم که تنها کارگردانی بود که حتی اجازه نداد واو را از فیلمنامه کم کنیم.

وی ادامه داد: البته من همیشه سر صحنه می‌گویم چشم ولی فکر می‌کنم در این فیلم خیلی زیاد به ایشان چشم گفتم. چراکه اصولا کوتاه نمی‌آیند و می‌گویند که من یک چیزی را می‌دانم و همان درست است. به عنوان مثال وقتی می‌خواستم درباره حس شخصیت چیزهایی را با ایشان در میان بگذارم، می‌گفتند که اصلا با من بحث نکن، حس خواهر همین است.

وی همچنین در پاسخ به این پرسش که با این تفاسیر آیا بازهم با محسن تنابنده همکاری می‌کنید، گفت: کاملا معلوم است که این کار را می‌کنم. من به طور کلی عاشق سختگیری‌ام.

ایلنا

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

محمد کاظم انبارلویی؛

چرا آمریکا رو به افول است؟

پاسخ به این پرسش برای ما حیاتی است که چرا آمریکا رو به افول است؟ فهم چیستی ماهیت قدرت در آمریکا به چرایی این پرسش، هر فردی را که جویای حقیقت باشد، رهنمون می‌سازد. قدرت آمریکایی‌ها روی چهار ستون استوار بود که عبارتند از: 1- رکن اخلاقی و ایدئولوژیک 2- توانایی در حل معضلات خود و همپیمانان 3- توانایی ائتلاف ‌سازی و استفاده از قدرت‌های دیگر برای مقابله با رقیب 4- قدرت مهار رقیب رکن اول: آمریکا به ویژه در نیم قرن اخیر، خود را پرچمدار «دموکراسی» و «آزادی» در جهان می‌دانست. آمریکایی‌ها با این دو پرچم، داعیه‌ دار حقوق بشر در سرزمین خود و در کل جهان بودند. روسای جمهور آمریکا یک دکور اخلاقی داشتند و خود را در کادر این دکور تعریف می‌کردند. امروز از این بساط و دکور چیزی باقی‌ نمانده است. آنها به کسی رای دادند تا به کاخ سفید راه یابد که تیر خلاص به اخلاق، مذهب، انسانیت، آزادی و پایبندی به تعهدات بزند. فیلسوفان سیاسی غرب و آمریکا از تئوری‌پردازی در حوزه‌های اخلاق، سیاست، حقوق اساسی، حقوق بین‌الملل و ... عقیم هستند. آنان که می‌گفتند لیبرالیسم پایان تاریخ است و پس از آن هیچ کس قادر نیست اندیشه‌ای ناب در خصوص فلاح و رستگاری بشر بیاورد، امروز سوگمندانه به پایان کار خود و ایده‌های پوسیده خود نشسته ‌اند و حرفی برای بشر ندارند. آنها با بازخیزش جوامع اسلامی به سوی تمدن اسلامی و ظهور انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) و استمرار انقلاب پس از امام (ره) توسط مقام معظم رهبری، به پرسش‌های کلیدی عصر ما دیگر نمی‌توانند پاسخ دهند. موتور ایدئولوژی آنها فاقد یک سوخت معنوی و ساخت اخلاقی است. قدرت در آمریکا فعلاً در چاه ویل حاکمیت دوگانه است، بعید است از این مخمصه رهایی یابد. آمریکائی ها در عصری زندگی می‌کنند که زیر آواری از پرسش‌های بی‌پایان به ویژه در حوزه آزادی دفن شده‌اند. آنها از رویارویی نبرد نرم با ایران کم آورده‌اند، آستانه تحمل خود را از دست داده‌اند، بستن صدها صفحه شبکه‌های اجتماعی در فیسبوک، تونیتر و اینستاگرام که برخی از آنها تا 5/2 میلیون نفر مخاطب دارد و از سوی ایرانیان و طرفداران جمهوری اسلامی پیام‌رسانی می‌شود، نشان می‌دهد آزادی قلم و بیان و گردش آزاد اطلاعات، آمریکائی ها را به شدت رنج می ‌دهد. رکن دوم: آمریکایی‌ها امروز بدهکارترین دولت خود را تجربه می‌کنند، زیرساخت‌های حیاتی آمریکا در تمامی ابعاد نیاز به نوسازی دارد. اینکه ترامپ با راه‌اندازی جنگ تعرفه‌ها مشغول جیب‌ زنی رفقا و متحدان خود است، نشان می‌دهد برای نوسازی آمریکا سخت نیازمند بودجه است. با قرض و قوله نمی‌تواند آن نیازمندی‌ها را برطرف کند. باید هزینه‌ها به ‌ویژه هزینه‌های سرسام‌ آور لشکرکشی به اقصی نقاط جهان را کم کند و به فکر درآمدزایی باشد. آمریکا‌یی‌ها امروز برای حکمرانی خوب در برابر کوهی از پرسش‌های بی‌پاسخ قرار دارند. برای پاسخ به آنها، زدن زیر هر پیمان و عهدی را اولین راه‌ حل می‌ دانند. سازمان آمار آمریکا می‌گوید: «48 درصد مردم آمریکا گرسنه ‌اند و در مرز خط فقر زندگی ...

تازه ترین اخبار