رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 54 خبر


  • شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۷
  • السبت ۱۰ جماد ثاني ۱۴۴۰
  • 2019 Saturday 16 February
تهران لطیف
٨(°C)
وزش باد ١٨(mph)
فشار ٢۵.٨٧(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 0-Low
رطوبت ٢۵.٨٧(in)

مسعود ده نمکی که مجری برنامه چهل ۲۲ است، در جریان این گفت‌وگو چندبار درباره اعدام‌های انقلابی موتلفه از بادامچیان سوال پرسید که آیا این اقدامات با رضایت امام بوده یا خیر اما بادامچیان هر بار به نوعی از پاسخ به این سوال امتناع کرد.

بادامچیان از مبارزان پیش از انقلاب اسلامی در یک برنامه تلویزیونی به بیان خاطراتی از قیام ۱۵ خرداد، عوامل تشکیل حزب موتلفه و علل حمایت این حزب از ریاست جمهوری مرحوم هاشمی پرداخت.

به گزارش تسنیم، اسدالله بادامچیان، عضو شورای مرکزی حزب موتلفه و از مبارزان پیش از انقلاب اسلامی، روز گذشته (جمعه ) مهمان برنامه تلویزیونی “چهل ۲۲” بود.

بادامچیان در ابتدای این برنامه با اشاره به دلایل عدم استحاله انقلاب اسلامی گفت: تاکنون انقلاب‌های مختلفی در دنیا همچون انقلاب مصر، چین و کوبا پس از چندی استحاله شد، چون مردمی نبود اما انقلاب اسلامی مبتنی بر رای و حضور مردم بود. به همین دلیل هنوز هم خط امام این‌بار نه تنها در ایران که در سایر کشورهای دنیا هم برقرار است.
وی افزود: امام بعد از ماجرای فیضیه به ما گفتند «شما که برای خودتان کار می‌کنید، چرا با هم نباشید؟» شهید عراقی گفت «اگر منظور کار تشکیلاتی است که این رازداری و بسیاری اقدامات پیچیده می‌خواهد»؛ امام گفتند «شما که برای خدا کار می‌کنید با هم موتلف شوید»؛ موتلفه از اینجا تشکیل شد. این ائتلاف سیاسی نبود بلکه ایمانی بود.

این مبارز انقلابی با بیان اینکه امام معتقد بودند که باید کاری کرد که شاه برود، خاطرنشان کرد: اصل هدف، سرنگونی سلطنت و استقرار حکومت اسلامی بود. امام دنبال اصلاح قانون و مشروطه نبود، بلکه دنبال تغییر کامل ساختار بود. انقلاب اسلامی انقلاب حزبی نبود، امام مردم را به صحنه آورد و با یک برنامه آن‌ها را به پیروزی رساند. فردای ماجرای فیضیه آقای عسگراولادی خدمت امام رفت تا برای برگزاری مراسم سوم و هفتم شهدا اجازه بگیرد اما امام گفتند که رژیم الان عصبانی است و احتمال سبعیت و اعمال خشونت آن بسیار است، مردم الان ظرفیت این برخورد دوباره را ندارند.

بادامچیان با تاکید بر اینکه قیام ۴۲ برای دفاع از مرجعیت امام‌خمینی بود نه سرنگونی شاه، گفت: این قیام در همان مرحله اولش به پیروزی رسید. ملت در دفاع از مرجعیت دینی بپاخاست نه برای سرنگونی شاه. امام با هیچ گروه مبارزی از سال ۴۲ هیچ برخوردی نداشت و علیه آنها چیزی نگفت. این وحدت تا سال ۵۶ و ۵۷، میلیونی شد و به اوج خودش رسید تا جایی که وقتی شاه راهپیمایی تاسوعا و عاشورا را با هلی‌کوپتر از بالا دید متوجه شد که دیگر کار حکومت تمام شده و حتی کودتا و سرکوب هم دیگر کارساز نیست.

مسعود ده نمکی که مجری برنامه چهل ۲۲ است، در جریان این گفت‌وگو چندبار درباره اعدام‌های انقلابی موتلفه از بادامچیان سوال پرسید که آیا این اقدامات با رضایت امام بوده یا خیر اما بادامچیان هر بار به نوعی از پاسخ به این سوال امتناع کرد.

این عضو شورای مرکزی حزب موتلفه درباره اختلاف‌نظراتی که میان گروه‌های مبارز پیش از پیروزی انقلاب وجود داشت، تصریح کرد: اختلاف نظر هم در بین مردم است هم در بین خواص امت. امام به همه فرصت می‌دهد تا خودشان را به مردم نشان دهند. امام از ابتدا بنی‌صدر را می‌شناخت اما اجازه دادند تا او خودش را نشان دهد. امام بنی‌صدر را از مردم نگرفت، مردم را از بنی‌صدر گرفت.

در ادامه این گفت‌وگو ده‌نمکی از نقش احزاب و گروه‌ها گفت و تاکید کرد که این آدرس‌های غلط به مردم باعث انتخاب‌های هزینه‌زا برای مردم و کشور شده است. وی همچنین با انتقاد از حمایت جامعه روحانیت مبارز از کاندیداتوری بنی‌صدر در انتخابات ریاست جمهوری سال ۵۸، علت این حمایت را از بادامچیان جویا شد.

بادامچیان گفت: جامعه روحانیت معتقد بود که بنی‌صدر رای می‌آورد و به همین خاطر می‌خواست در انتخاب اولین رئیس جمهور انقلاب، مردم با روحانیت مبارز در انشقاق و جدایی نباشند. جامعه روحانیت با همین استدلال به دو بخش تقسیم شد، بخشی حامیان بنی‌صدر و بخشی عدم حمایت از او.

ده نمکی پرسید که آیا موتلفه نیز با همین استدلال از آقای هاشمی در سال ۱۳۸۴ حمایت کرده است؟ بادامچیان پاسخ داد: ما کلان سیاست‌های آقای هاشمی را قبول داشتیم. او نقش مهمی در سازندگی کشور داشت.ما هدفمان عمل به تکلیف بود. مسئله ما مصلحت و زد و بند سیاسی نیست. تکلیف ما را یا نص صریح کلام ولی امر تعیین می‌کند، یا تمایلشان به موضوعی را سعی می‌کنیم پیدا کنیم. مصلحت و ضرورت برای ما تعیین کننده است؛ مگر خوردن گوشت میت حرام نیست؟ اما وقتی انسان از جانش احساس خطر می‌کند آن میت را می‌خورد که به آن در فقه می‌گویند «اکل میته».

این عضو شورای مرکزی حزب موتلفه در ادامه خاطرنشان کرد: ۸ ماه قبل از انتخابات سال ۱۳۷۶ به آقای مهدوی کنی نامه نوشتم. در آن نامه نوشتم که ما در بین مجموعه خودمان شخصیتی بهتر از آقای ناطق نداریم اما ایشان رای ندارد، جامعه به یک چهره جدید نیاز دارد که اگر این چهره جدید معرفی نشود، خطوط دیگر چهره‌ای خواهند آورد که مسلما انتخاب می‌شود. نامه‌ای هم به آقای ناطق نوری دادم و نوشتم شما به این دلایل رای نمی‌آورید. جریان ما اما معتقد بود که باید آقای ناطق نوری روی کار بیاید. جامعه اگر احساس کند که چیزی در حال تحمیل به اوست، پس می‌زند و قبول نمی‌کند. امام جامعه را مردم سالار پرورش داده است.

وی ادامه داد: شخصیت‌سازی و انسان‌سازی در انقلاب و کشور انجام شده است. مرحوم سلحشور پیش ما تئاتر بازی می‌کرد، اولین بار من فیلمنامه‌اش را خواندم و گفتم برو تخصصش را به دست بیاور و حالا می‌بینید که یوسف پیامبرش چقدر همه جا دیدنی است. ما آدم سازی کردیم، کاری به احزاب و گروه‌های دیگر ندارم اما در موتلفه که قوی‌ترین حزب است، انسان سازی و کادرسازی انجام شده است. در شورای مرکزی موتلفه از نسل اول‌مان فقط ۸ نفر در میان حدود ۴۰ نفر وجود دارند. کسی در روز عاشورا به حبیب ابن مظاهر نگفت که تو برو چون پیرمردی.

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

محمد کاظم انبارلویی؛

چرا آمریکا رو به افول است؟

پاسخ به این پرسش برای ما حیاتی است که چرا آمریکا رو به افول است؟ فهم چیستی ماهیت قدرت در آمریکا به چرایی این پرسش، هر فردی را که جویای حقیقت باشد، رهنمون می‌سازد. قدرت آمریکایی‌ها روی چهار ستون استوار بود که عبارتند از: 1- رکن اخلاقی و ایدئولوژیک 2- توانایی در حل معضلات خود و همپیمانان 3- توانایی ائتلاف ‌سازی و استفاده از قدرت‌های دیگر برای مقابله با رقیب 4- قدرت مهار رقیب رکن اول: آمریکا به ویژه در نیم قرن اخیر، خود را پرچمدار «دموکراسی» و «آزادی» در جهان می‌دانست. آمریکایی‌ها با این دو پرچم، داعیه‌ دار حقوق بشر در سرزمین خود و در کل جهان بودند. روسای جمهور آمریکا یک دکور اخلاقی داشتند و خود را در کادر این دکور تعریف می‌کردند. امروز از این بساط و دکور چیزی باقی‌ نمانده است. آنها به کسی رای دادند تا به کاخ سفید راه یابد که تیر خلاص به اخلاق، مذهب، انسانیت، آزادی و پایبندی به تعهدات بزند. فیلسوفان سیاسی غرب و آمریکا از تئوری‌پردازی در حوزه‌های اخلاق، سیاست، حقوق اساسی، حقوق بین‌الملل و ... عقیم هستند. آنان که می‌گفتند لیبرالیسم پایان تاریخ است و پس از آن هیچ کس قادر نیست اندیشه‌ای ناب در خصوص فلاح و رستگاری بشر بیاورد، امروز سوگمندانه به پایان کار خود و ایده‌های پوسیده خود نشسته ‌اند و حرفی برای بشر ندارند. آنها با بازخیزش جوامع اسلامی به سوی تمدن اسلامی و ظهور انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) و استمرار انقلاب پس از امام (ره) توسط مقام معظم رهبری، به پرسش‌های کلیدی عصر ما دیگر نمی‌توانند پاسخ دهند. موتور ایدئولوژی آنها فاقد یک سوخت معنوی و ساخت اخلاقی است. قدرت در آمریکا فعلاً در چاه ویل حاکمیت دوگانه است، بعید است از این مخمصه رهایی یابد. آمریکائی ها در عصری زندگی می‌کنند که زیر آواری از پرسش‌های بی‌پایان به ویژه در حوزه آزادی دفن شده‌اند. آنها از رویارویی نبرد نرم با ایران کم آورده‌اند، آستانه تحمل خود را از دست داده‌اند، بستن صدها صفحه شبکه‌های اجتماعی در فیسبوک، تونیتر و اینستاگرام که برخی از آنها تا 5/2 میلیون نفر مخاطب دارد و از سوی ایرانیان و طرفداران جمهوری اسلامی پیام‌رسانی می‌شود، نشان می‌دهد آزادی قلم و بیان و گردش آزاد اطلاعات، آمریکائی ها را به شدت رنج می ‌دهد. رکن دوم: آمریکایی‌ها امروز بدهکارترین دولت خود را تجربه می‌کنند، زیرساخت‌های حیاتی آمریکا در تمامی ابعاد نیاز به نوسازی دارد. اینکه ترامپ با راه‌اندازی جنگ تعرفه‌ها مشغول جیب‌ زنی رفقا و متحدان خود است، نشان می‌دهد برای نوسازی آمریکا سخت نیازمند بودجه است. با قرض و قوله نمی‌تواند آن نیازمندی‌ها را برطرف کند. باید هزینه‌ها به ‌ویژه هزینه‌های سرسام‌ آور لشکرکشی به اقصی نقاط جهان را کم کند و به فکر درآمدزایی باشد. آمریکا‌یی‌ها امروز برای حکمرانی خوب در برابر کوهی از پرسش‌های بی‌پاسخ قرار دارند. برای پاسخ به آنها، زدن زیر هر پیمان و عهدی را اولین راه‌ حل می‌ دانند. سازمان آمار آمریکا می‌گوید: «48 درصد مردم آمریکا گرسنه ‌اند و در مرز خط فقر زندگی ...

تازه ترین اخبار