رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • یکشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۸
  • الأحد ۱۵ شعبان ۱۴۴۰
  • 2019 Sunday 21 April
اوقات شرعی

مسعود ده نمکی که مجری برنامه چهل ۲۲ است، در جریان این گفت‌وگو چندبار درباره اعدام‌های انقلابی موتلفه از بادامچیان سوال پرسید که آیا این اقدامات با رضایت امام بوده یا خیر اما بادامچیان هر بار به نوعی از پاسخ به این سوال امتناع کرد.

بادامچیان از مبارزان پیش از انقلاب اسلامی در یک برنامه تلویزیونی به بیان خاطراتی از قیام ۱۵ خرداد، عوامل تشکیل حزب موتلفه و علل حمایت این حزب از ریاست جمهوری مرحوم هاشمی پرداخت.

به گزارش تسنیم، اسدالله بادامچیان، عضو شورای مرکزی حزب موتلفه و از مبارزان پیش از انقلاب اسلامی، روز گذشته (جمعه ) مهمان برنامه تلویزیونی “چهل ۲۲” بود.

بادامچیان در ابتدای این برنامه با اشاره به دلایل عدم استحاله انقلاب اسلامی گفت: تاکنون انقلاب‌های مختلفی در دنیا همچون انقلاب مصر، چین و کوبا پس از چندی استحاله شد، چون مردمی نبود اما انقلاب اسلامی مبتنی بر رای و حضور مردم بود. به همین دلیل هنوز هم خط امام این‌بار نه تنها در ایران که در سایر کشورهای دنیا هم برقرار است.
وی افزود: امام بعد از ماجرای فیضیه به ما گفتند «شما که برای خودتان کار می‌کنید، چرا با هم نباشید؟» شهید عراقی گفت «اگر منظور کار تشکیلاتی است که این رازداری و بسیاری اقدامات پیچیده می‌خواهد»؛ امام گفتند «شما که برای خدا کار می‌کنید با هم موتلف شوید»؛ موتلفه از اینجا تشکیل شد. این ائتلاف سیاسی نبود بلکه ایمانی بود.

این مبارز انقلابی با بیان اینکه امام معتقد بودند که باید کاری کرد که شاه برود، خاطرنشان کرد: اصل هدف، سرنگونی سلطنت و استقرار حکومت اسلامی بود. امام دنبال اصلاح قانون و مشروطه نبود، بلکه دنبال تغییر کامل ساختار بود. انقلاب اسلامی انقلاب حزبی نبود، امام مردم را به صحنه آورد و با یک برنامه آن‌ها را به پیروزی رساند. فردای ماجرای فیضیه آقای عسگراولادی خدمت امام رفت تا برای برگزاری مراسم سوم و هفتم شهدا اجازه بگیرد اما امام گفتند که رژیم الان عصبانی است و احتمال سبعیت و اعمال خشونت آن بسیار است، مردم الان ظرفیت این برخورد دوباره را ندارند.

بادامچیان با تاکید بر اینکه قیام ۴۲ برای دفاع از مرجعیت امام‌خمینی بود نه سرنگونی شاه، گفت: این قیام در همان مرحله اولش به پیروزی رسید. ملت در دفاع از مرجعیت دینی بپاخاست نه برای سرنگونی شاه. امام با هیچ گروه مبارزی از سال ۴۲ هیچ برخوردی نداشت و علیه آنها چیزی نگفت. این وحدت تا سال ۵۶ و ۵۷، میلیونی شد و به اوج خودش رسید تا جایی که وقتی شاه راهپیمایی تاسوعا و عاشورا را با هلی‌کوپتر از بالا دید متوجه شد که دیگر کار حکومت تمام شده و حتی کودتا و سرکوب هم دیگر کارساز نیست.

مسعود ده نمکی که مجری برنامه چهل ۲۲ است، در جریان این گفت‌وگو چندبار درباره اعدام‌های انقلابی موتلفه از بادامچیان سوال پرسید که آیا این اقدامات با رضایت امام بوده یا خیر اما بادامچیان هر بار به نوعی از پاسخ به این سوال امتناع کرد.

این عضو شورای مرکزی حزب موتلفه درباره اختلاف‌نظراتی که میان گروه‌های مبارز پیش از پیروزی انقلاب وجود داشت، تصریح کرد: اختلاف نظر هم در بین مردم است هم در بین خواص امت. امام به همه فرصت می‌دهد تا خودشان را به مردم نشان دهند. امام از ابتدا بنی‌صدر را می‌شناخت اما اجازه دادند تا او خودش را نشان دهد. امام بنی‌صدر را از مردم نگرفت، مردم را از بنی‌صدر گرفت.

در ادامه این گفت‌وگو ده‌نمکی از نقش احزاب و گروه‌ها گفت و تاکید کرد که این آدرس‌های غلط به مردم باعث انتخاب‌های هزینه‌زا برای مردم و کشور شده است. وی همچنین با انتقاد از حمایت جامعه روحانیت مبارز از کاندیداتوری بنی‌صدر در انتخابات ریاست جمهوری سال ۵۸، علت این حمایت را از بادامچیان جویا شد.

بادامچیان گفت: جامعه روحانیت معتقد بود که بنی‌صدر رای می‌آورد و به همین خاطر می‌خواست در انتخاب اولین رئیس جمهور انقلاب، مردم با روحانیت مبارز در انشقاق و جدایی نباشند. جامعه روحانیت با همین استدلال به دو بخش تقسیم شد، بخشی حامیان بنی‌صدر و بخشی عدم حمایت از او.

ده نمکی پرسید که آیا موتلفه نیز با همین استدلال از آقای هاشمی در سال ۱۳۸۴ حمایت کرده است؟ بادامچیان پاسخ داد: ما کلان سیاست‌های آقای هاشمی را قبول داشتیم. او نقش مهمی در سازندگی کشور داشت.ما هدفمان عمل به تکلیف بود. مسئله ما مصلحت و زد و بند سیاسی نیست. تکلیف ما را یا نص صریح کلام ولی امر تعیین می‌کند، یا تمایلشان به موضوعی را سعی می‌کنیم پیدا کنیم. مصلحت و ضرورت برای ما تعیین کننده است؛ مگر خوردن گوشت میت حرام نیست؟ اما وقتی انسان از جانش احساس خطر می‌کند آن میت را می‌خورد که به آن در فقه می‌گویند «اکل میته».

این عضو شورای مرکزی حزب موتلفه در ادامه خاطرنشان کرد: ۸ ماه قبل از انتخابات سال ۱۳۷۶ به آقای مهدوی کنی نامه نوشتم. در آن نامه نوشتم که ما در بین مجموعه خودمان شخصیتی بهتر از آقای ناطق نداریم اما ایشان رای ندارد، جامعه به یک چهره جدید نیاز دارد که اگر این چهره جدید معرفی نشود، خطوط دیگر چهره‌ای خواهند آورد که مسلما انتخاب می‌شود. نامه‌ای هم به آقای ناطق نوری دادم و نوشتم شما به این دلایل رای نمی‌آورید. جریان ما اما معتقد بود که باید آقای ناطق نوری روی کار بیاید. جامعه اگر احساس کند که چیزی در حال تحمیل به اوست، پس می‌زند و قبول نمی‌کند. امام جامعه را مردم سالار پرورش داده است.

وی ادامه داد: شخصیت‌سازی و انسان‌سازی در انقلاب و کشور انجام شده است. مرحوم سلحشور پیش ما تئاتر بازی می‌کرد، اولین بار من فیلمنامه‌اش را خواندم و گفتم برو تخصصش را به دست بیاور و حالا می‌بینید که یوسف پیامبرش چقدر همه جا دیدنی است. ما آدم سازی کردیم، کاری به احزاب و گروه‌های دیگر ندارم اما در موتلفه که قوی‌ترین حزب است، انسان سازی و کادرسازی انجام شده است. در شورای مرکزی موتلفه از نسل اول‌مان فقط ۸ نفر در میان حدود ۴۰ نفر وجود دارند. کسی در روز عاشورا به حبیب ابن مظاهر نگفت که تو برو چون پیرمردی.

اخبار مرتبط

نظرات

ســــــر مقـــــالـــــــــه

روزنامه ایران؛

تریبون رسمی و مسئولیت نقد

تردیدی نیست که جامعه ایران دچار مشکلات گوناگونی است. برخی از این مشکلات عام و فراگیر است، به‌طوری که کشورهای صنعتی و پیشرفته نیز درگیر آنها هستند، هرچند ابعاد درگیری با مشکلات در هر کشوری با کشور دیگر تفاوت دارد. برخی از مشکلات نیز خاص ایران یا کشورهای معدودی است. بنابراین هدف هیچکس نباید پوشاندن مشکلات و خطاها باشد. ولی آیا این امر بدان معناست که صبح تا شب خودمان را درگیر این مشکلات کنیم و امکان دیدن بخش‌های پر لیوان را از خود سلب کنیم؟ شاید از مخالفان انقلاب و کشور و براندازان انتظار این رفتار باشد که مثل مگس فقط روی زخم‌ها بنشینند و از آن ارتزاق کنند. این رفتار آنان غیر طبیعی نیست، ولی انتظار می‌رود که صاحبان تریبون‌های رسمی در عین حال که به مشکلات جامعه می‌پردازند و درست هم هست، البته مشروط بر اینکه منصفانه اظهار نمایند، ولی در عین حال باید نقاط مثبت و روشن جامعه را نیز فراموش نکنند و آنها را هم ببینند. مگر نه اینکه رهبر معظم انقلاب درباره انعکاس اقدامات مثبت بارها تأکید کرده‌اند، خوب چه کسی باید این وظیفه را انجام دهند؟ فقط که دولت نباید از اقدامات خود تعریف و تمجید کند. بلکه این وظیفه کسانی است که از تریبون‌های رسمی انتقاد می‌کنند، باید در کنار انتقادات، نقاط قوت و برجسته را نیز بیان کنند. تا تعبیر بدی از آن تریبون نشود. نمونه روشن آن خط آهن قزوین به رشت است که یکی دیگر از مراکز استان‌های کشور که از استان‌های مهم است را به شبکه ریلی کشور وصل کرده است. نه فقط این خط که در طول دوره این دولت، رکورد احداث خطوط ریلی شکسته شده و به میانگین سالانه ۵۰۰ کیلومتر رسیده است که رقم بسیار قابل توجهی است. مگر نه اینکه یکی از سیاست‌های کلان و ابلاغی رهبر معظم انقلاب در اقتصاد مقاومتی و برنامه ششم توسعه افزایش خطوط ریلی و بالا رفتن سهم راه‌آهن در حمل و نقل مسافر و بار است؟ و مگر نه اینکه این همه تصادفات جاده‌ای و مصرف سوخت بالا داریم و مگر نه اینکه در دولت‌های قبلی، بویژه در دولت اصول‌گرا، توجهی اندکی به این صنعت شد در حالی که بیشترین درآمدهای نفتی تاریخ ایران را داشتند، پس چرا باید مهم‌ترین مسأله تریبون رسمی نماز جمعه به گوشت نخوردن بخشی از مردم خلاصه شود؟ چرا افتتاح پروژه‌های بزرگ عسلویه یا موارد مشابه در این تریبون‌ها دیده نمی‌شود؟ فقط در سال گذشته و امسال مراکز استان‌های، همدان، کرمانشاه، آذربایجان غربی و گیلان به شبکه ریلی متصل شده‌اند. موضوعی که همواره برای مردم این استان‌ها در حد آرزوهای چند ده ساله تلقی می‌شد، اکنون محقق شده است. چرا تریبون نماز جمعه در این موارد ساکت است؟ مسأله فقط این نیست. اگر تاریخ این تریبون‌ها نشان می‌داد که آنان همواره بر نارسایی‌ها و انتقادات تأکید داشته‌اند و هیچ‌گاه نقاط مثبت و نیمه پر لیوان را ندیده‌اند، باز هم می‌پذیرفتیم، هرچند این کار نادرست است که از اموال عمومی استفاده شود و علیه یک بخش ...

جدیدترین خبرها