رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 54 خبر


  • شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۷
  • السبت ۱۰ جماد ثاني ۱۴۴۰
  • 2019 Saturday 16 February
تهران لطیف
٨(°C)
وزش باد ١٨(mph)
فشار ٢۵.٨٧(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 0-Low
رطوبت ٢۵.٨٧(in)
  • یکشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۷ - ۱۱:۵۳
  • کد خبر : 68177
  • مشاهده : 12 بازدید
  • خبر مهم3
  • چاپ خبر : امنیت دفاعی قابل‌ مذاکره نیست

از همان ابتدا که بحث برجام مطرح بود، تحلیلگران معتقد بودند ما با اروپا هیچ برادرخواندگی‌ای نداریم. بدیهی است که اروپا دنبال منافع خود است و ما هم دنبال منافع خود هستیم. منافع ما ایجاب می‌کند اروپا را پشت سر ترامپ در برجام نفرستیم و در روابط دوجانبه سعی کنیم از ظرفیت‌های دو طرف استفاده […]

از همان ابتدا که بحث برجام مطرح بود، تحلیلگران معتقد بودند ما با اروپا هیچ برادرخواندگی‌ای نداریم. بدیهی است که اروپا دنبال منافع خود است و ما هم دنبال منافع خود هستیم. منافع ما ایجاب می‌کند اروپا را پشت سر ترامپ در برجام نفرستیم و در روابط دوجانبه سعی کنیم از ظرفیت‌های دو طرف استفاده بهینه کنیم.

ما در منطقه حرف اول را داریم و باید از ظرفیت‌ها و توانمندی‌های خود استفاده کنیم. بیانیه ۱۲ بندی اروپا نشان از نگرانی‌ها و دغدغه‌های اروپا دارد که قسمت عمده و مهم آن فعالیت‌های موشکی ایران است. معتقدم مباحث دفاعی براساس دکترین امنیت ملی کشورها شکل می‌گیرد که آن هم براساس تهدیدات امنیت ملی هر کشوری است.

هیچ دو کشور اروپایی نیامدند که با هم مذاکره و سیستم امنیت دفاعی خود را تدوین و طراحی کنند، بلکه هریک از کشورها فی‌ا‌لنفسه براساس تهدیداتی که متوجه آنها است، سیستم دفاعی خود را طراحی کردند یا دکترین امنیت ملی خود را نوشتند. به عبارت دیگر، همه کشورها براساس تهدیدات امنیتی خود، سیستم دفاعی خود را طراحی و اجرا کردند. جمهوری اسلامی هم همین روش عقلایی را داشته است، بنابراین ما دارای یک سلسله تهدیدات امنیت ملی هستیم.

براساس این تهدیدات دکترین امنیت ملی را نوشتیم و براساس این دکترین امنیت ملی ما سیستم دفاعی خود را طراحی کردیم. از این رو هیچ کشوری نمی‌آید سیستم دفاعی خود را براساس مذاکره با جای دیگر تدوین و طراحی کند. بند ۱۲ این بیانیه (مبنی‌بر اینکه تنش‌ها و بی‌اعتمادی‌های موجود را نباید تشدید کرد) را کاملا منطقی و معقول می‌دانم.

در واقع این بند خواهان عدم تشنج در منطقه است و اینکه همه کشورهای منطقه مسئولیت‌پذیر باشند. ما به‌عنوان جمهوری اسلامی در مسائل منطقه‌ای مسئولیت‌پذیر بودیم. بحث حقوق بشر یک بحث داخلی است، ولی اگر اروپا درخصوص مسائل ما دغدغه‌هایی دارد، ما هم نسبت به اروپا نقطه‌نظراتی داریم.

اروپا درباره سیستم دفاعی ما نظر دارد و سیستم دفاعی ما براساس دکترین امنیت ملی طراحی می‌شود نه براساس مشاوره با کشور دیگر. اروپا حق دارد بیانیه بدهد و هیچ ایرادی ندارد و ما هم حق داریم بیانیه اروپا را نقد و نقطه‌نظرات خود را بیان کنیم، ولی ما باید با اروپا از ظرفیت‌های تاریخی، فرهنگی و ارتباطات انسانی استفاده کنیم تا بتوانیم در این شرایط اروپا را با همین مقداری که می‌تواند در پشت سر خود حفظ کنیم.

ما دو راه بیشتر نداریم؛ یا اروپا را پشت سر ترامپ بفرستیم یا اینکه از استراتژی ظرفیتی با اروپا استفاده کنیم و تلاش کنیم اروپا را در اردوگاه خود قرار دهیم. اروپا در قد و قواره خود امکانات دارد. این قد و قواره می‌تواند فعلا یک فضای تنفسی برای ما باشد.

مشکلات اروپا با آمریکا بسیار است و ما باید از این ظرفیت استفاده کنیم. به عبارت دیگر بی‌تردید مجموعه‌ای از ظرفیت‌ها و چالش‌ها را با اروپا داریم. در حال حاضر باید یک انتخاب استراتژیک در ارتباط با اروپا داشته باشیم و در واقع راهبرد ما با اروپا روی چالش‌ها یا ظرفیت‌ها باشد. توصیه من این است که در مقطع کنونی استراتژی ظرفیتی را به جای استراتژی چالشی داشته باشیم. از طرف دیگر باید یک سناریوی دوستونه یا دو سناریوی موازی را باید در ارتباط با اروپا در پیش بگیریم.

از یک طرف ما یک‌سری دغدغه‌ها و نقطه‌نظرات درباره اروپا داریم و یک‌سری دغدغه‌ها و نقطه‌نظرات اروپا نسبت به ما دارد، اینها را در یک استراتژی ببریم و یک گفتمان برای حل این نقطه‌نظرات و دغدغه‌ها ایجاد کنیم. یک ستون دیگر یا استراتژی موازی استراتژی اول در حقیقت باید حفظ اروپا در اردوگاه خود ما باشد، به‌گونه‌ای که اولا اروپا از این اردوگاه برجامی خارج نشود و ثانیا به کمپ یا اردوگاه ترامپ نپیوندد. این باعث می‌شود ترامپ همچنان منزوی بماند و کارکرد روانی اقدامات ترامپ علیه اقتصاد کشور محقق نشود.

ظرفیت تاریخی و تمدنی و فرهنگی با اروپا داریم که می‌تواند کمک کند گفتمان جدیدی با اروپا فراهم کنیم یا گفتمان جدیدی بسازیم که دو طرف هم دغدغه‌های خود را مطرح کنند. به دو دلیل اروپا علاقه‌مند است در برجام بماند؛ یک، برجام را قرارداد بین‌المللی می‌داند و می‌خواهد ساز برجام برپا نگه داشته شود.

دو، به قدرت منطقه‌ای و تاثیرگذاری جمهوری اسلامی در منطقه قائل است. اوضاع امنیتی جنوب غرب آسیا تاثیر مستقیم بر اروپا دارد در حالی که آمریکا چنین تاثیرپذیری را به دلیل بعد مسافت ندارد. پس اروپاییان قائل به این هستند که ایران را در کنار خود داشته باشند تا مسائل خاورمیانه مخصوصا مسائل امنیتی خاورمیانه را خوب حفظ کنند.

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

محمد کاظم انبارلویی؛

چرا آمریکا رو به افول است؟

پاسخ به این پرسش برای ما حیاتی است که چرا آمریکا رو به افول است؟ فهم چیستی ماهیت قدرت در آمریکا به چرایی این پرسش، هر فردی را که جویای حقیقت باشد، رهنمون می‌سازد. قدرت آمریکایی‌ها روی چهار ستون استوار بود که عبارتند از: 1- رکن اخلاقی و ایدئولوژیک 2- توانایی در حل معضلات خود و همپیمانان 3- توانایی ائتلاف ‌سازی و استفاده از قدرت‌های دیگر برای مقابله با رقیب 4- قدرت مهار رقیب رکن اول: آمریکا به ویژه در نیم قرن اخیر، خود را پرچمدار «دموکراسی» و «آزادی» در جهان می‌دانست. آمریکایی‌ها با این دو پرچم، داعیه‌ دار حقوق بشر در سرزمین خود و در کل جهان بودند. روسای جمهور آمریکا یک دکور اخلاقی داشتند و خود را در کادر این دکور تعریف می‌کردند. امروز از این بساط و دکور چیزی باقی‌ نمانده است. آنها به کسی رای دادند تا به کاخ سفید راه یابد که تیر خلاص به اخلاق، مذهب، انسانیت، آزادی و پایبندی به تعهدات بزند. فیلسوفان سیاسی غرب و آمریکا از تئوری‌پردازی در حوزه‌های اخلاق، سیاست، حقوق اساسی، حقوق بین‌الملل و ... عقیم هستند. آنان که می‌گفتند لیبرالیسم پایان تاریخ است و پس از آن هیچ کس قادر نیست اندیشه‌ای ناب در خصوص فلاح و رستگاری بشر بیاورد، امروز سوگمندانه به پایان کار خود و ایده‌های پوسیده خود نشسته ‌اند و حرفی برای بشر ندارند. آنها با بازخیزش جوامع اسلامی به سوی تمدن اسلامی و ظهور انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) و استمرار انقلاب پس از امام (ره) توسط مقام معظم رهبری، به پرسش‌های کلیدی عصر ما دیگر نمی‌توانند پاسخ دهند. موتور ایدئولوژی آنها فاقد یک سوخت معنوی و ساخت اخلاقی است. قدرت در آمریکا فعلاً در چاه ویل حاکمیت دوگانه است، بعید است از این مخمصه رهایی یابد. آمریکائی ها در عصری زندگی می‌کنند که زیر آواری از پرسش‌های بی‌پایان به ویژه در حوزه آزادی دفن شده‌اند. آنها از رویارویی نبرد نرم با ایران کم آورده‌اند، آستانه تحمل خود را از دست داده‌اند، بستن صدها صفحه شبکه‌های اجتماعی در فیسبوک، تونیتر و اینستاگرام که برخی از آنها تا 5/2 میلیون نفر مخاطب دارد و از سوی ایرانیان و طرفداران جمهوری اسلامی پیام‌رسانی می‌شود، نشان می‌دهد آزادی قلم و بیان و گردش آزاد اطلاعات، آمریکائی ها را به شدت رنج می ‌دهد. رکن دوم: آمریکایی‌ها امروز بدهکارترین دولت خود را تجربه می‌کنند، زیرساخت‌های حیاتی آمریکا در تمامی ابعاد نیاز به نوسازی دارد. اینکه ترامپ با راه‌اندازی جنگ تعرفه‌ها مشغول جیب‌ زنی رفقا و متحدان خود است، نشان می‌دهد برای نوسازی آمریکا سخت نیازمند بودجه است. با قرض و قوله نمی‌تواند آن نیازمندی‌ها را برطرف کند. باید هزینه‌ها به ‌ویژه هزینه‌های سرسام‌ آور لشکرکشی به اقصی نقاط جهان را کم کند و به فکر درآمدزایی باشد. آمریکا‌یی‌ها امروز برای حکمرانی خوب در برابر کوهی از پرسش‌های بی‌پاسخ قرار دارند. برای پاسخ به آنها، زدن زیر هر پیمان و عهدی را اولین راه‌ حل می‌ دانند. سازمان آمار آمریکا می‌گوید: «48 درصد مردم آمریکا گرسنه ‌اند و در مرز خط فقر زندگی ...

تازه ترین اخبار