رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • دوشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۷
  • الإثنين ۱۱ رجب ۱۴۴۰
  • 2019 Monday 18 March
اوقات شرعی

  • شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۷ - ۰۹:۵۲
  • کد خبر : 69691
  • مشاهده : 7 بازدید
  • خبر مهم3
  • چاپ خبر : تهدید و ضد تهدید
سیدعلی خرم/روزنامه آرمان؛

تهدید و ضد تهدید

آمریکای دونالد ترامپ و اسرائیل نتانیاهو، به تهدیدات خود کماکان مشغولند و تلاش می‌نمایند ایران را در فشار سیاسی در کنار فشار اقتصادی قرار دهند. گروه تندروی اطراف ترامپ پس از کنار زدن افراد نسبتاً معقول و معتدل در دولت ترامپ، مدتی است ترامپ را محاصره نموده‌اند تا بلکه او را وارد اعمال شدیدتر علیه […]

آمریکای دونالد ترامپ و اسرائیل نتانیاهو، به تهدیدات خود کماکان مشغولند و تلاش می‌نمایند ایران را در فشار سیاسی در کنار فشار اقتصادی قرار دهند. گروه تندروی اطراف ترامپ پس از کنار زدن افراد نسبتاً معقول و معتدل در دولت ترامپ، مدتی است ترامپ را محاصره نموده‌اند تا بلکه او را وارد اعمال شدیدتر علیه ایران بنمایند.

فشارهای اقتصادی و تحریم‌ها اگرچه دارند به اوج خود می‌رسند و اگرچه اکثر کشورها از فرط ناچاری با آن همراهی می‌نمایند، ولیکن به خوبی می‌دانند که اولاً اینگونه تحریم‌های من درآوردی، غیرقانونی و نامشروع هستند. ثانیاً، نظیر داستان «قلعه حیوانات» جورج اورول، اگر امروز برای خدمت به آمریکا، دست‌های ایران را زیر ساطور تحریم‌ها می‌برند، ممکن است به زودی دست‌های خودشان هم زیر همین ساطور قرار بگیرد. آمریکا از چین یا اروپا می‌خواهد در تحریم علیه ایران همکاری نمایند و همزمان چین و اروپا را مورد تحریم قرار می‌دهد.

شکایت شرکت هوآوی از دولت آمریکا که به بهانه تحریم‌ها قصد دارد این شرکت و در مجموع چین را در بازار رقابت اقتصادی-تجاری از فرصت برابر محروم سازد، شاهد و گواه روشنی از تلاش آمریکا برای استفاده ابزاری از تحریم‌ها به منظور عقب نماندن از چین در سال‌های آینده است. بنابراین تحریم تبدیل به وسیله و ابزاری برای جلوگیری از پیشرفت رقبا و یا سرکوب کشورهای مخالف است.

اگرچه به آن آب و رنگ دفاع از امنیت بین‌الملل یا دفاع از حقوق بشر و امثالهم دهند. امروز همه جهان دریافته‌اند که دونالد ترامپ نه مرد دفاع از محیط زیست و سلامتی کره زمین و نه حامی و مدافع امنیت بین‌الملل است و نه کوچکترین انگیزه‌ای برای دفاع از حقوق بشر دارد که اگر داشت، این همه درصدد توجیه قتل مرحوم خاشقچی برنمی آمد و بیشرمانه منافع تجاری با عربستان را در قبال سلاخی انسان بیگناه قرار نمی‌داد.

در همین تحریم‌های نامشروع، از فرط پررویی، مایک پمپئو وزیر امور خارجه آمریکا اعلام می‌دارد که این تحریم‌ها برای دفاع از آزادی مردم ایران است درحالی که تحریم‌ها مستقیماً آزادی و حق حیات مردم ایران را نشانه رفته و خود و متحدینش با شعف و شادی نشسته و نظاره‌گر آب رفتن مردم ایران هستند.

اینگونه فشار اقتصادی به هر نام و به هر بهانه‌ای باشد، جنایت علیه بشریت محسوب می‌شود و حق مردم ایران است که در آینده در مجامع و دادگاه‌های بین‌المللی علیه آمریکا اقامه دعوای نمایند.

دونالد ترامپ از سوی دیگر مرتباً برای ایران خط و نشان می‌کشد و جان بولتون وعده دیدار در تهران می‌دهد و پمپئو برای تشکیل دولتی صوری در خارج از ایران تلاش می‌نماید که همه مقاصد گروه ترامپ برای سرنگونی یک دولت حاکم را نشان می‌دهد. از این رو مجلس نمایندگان و مجلس سنای آمریکا به وحشت افتاده که این اقدامات حاکی از مداخله جدی آمریکا در امور داخلی ایران و مقدمه‌ای برای درگیری نظامی با ایران است. اظهارات دونالد ترامپ در عراق شاهدی است که او نیروهای آمریکایی را نه برای سوریه و نه برای عراق بلکه برای ایران ذخیره نموده است.

در پاییز گذشته برخی نمایندگان مجلسین آمریکا به ترامپ هشدار دادند هرگونه عملیات نظامی علیه ایران بایستی با اطلاع و مجوز مجلسین باشد. در این رابطه سعی نمودند مصوبه‌ای در مجلس نمایندگان و مصوبه دیگری در مجلس سنا به تصویب برسانند که اختیارات دونالد ترامپ به عنوان رئیس‌جمهور آمریکا را محدود ساخته و کنترل نمایند.

اما پایان کار مجلس نمایندگان و موضوعات بحث انگیز دیگری که دونالد ترامپ در دامان این دو مجلس انداخته بود، نظیر بحث احداث دیوار مکزیک، باعث گردید نوبت به این مصوبات نرسد. اکنون این نگرانی دوباره در مجلسین آمریکا اوج گرفته به ترتیبی که تام یودال سناتور دموکرات ایالت نئومکزیکو و ریچارد دوریین سناتور دموکرات ایالت ایلینوی در یادداشت مشترکی در روزنامه واشنگتن پست، دولت ترامپ را به تلاش برای برپایی جنگ با ایران به بهانه‌های غیرواقعی متهم کرده و نوشته‌اند که کنگره باید با تصویب قانون تازه‌ای با چنین تلاشی مقابله نماید.

این دو سناتور در مقاله خود یادآوری کرده‌اند که به زودی طرح موسوم به «قانون پیشگیری از جنگ غیرقانونی با ایران» را با حمایت گروهی از سناتورهایی از هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه به مجلس سنای آمریکا ارائه می‌نمایند. محور طرح سنای آمریکا استناد به قانون اساسی این کشور است که تنها مرجعی که می‌تواند علیه کشوری اعلام جنگ نماید، مجلس نمایندگان و مجلس سنا هستند. و قوه مجریه و شخص رئیس‌جمهور برای چنین اقدامی بایستی از کنگره مجوز دریافت نماید. اشاره به پرسش باراک اوباما از کنگره برای حمله به سوریه بود که با مخالفت روبه‌رو گردید و اوباما موضوع حمله به سوریه را منتفی اعلام نمود.

در این طرح به وضوح گفته شده مواضع جنگ طلبانه دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا می‌تواند به خطای محاسباتی از سوی آمریکا یا ایران منتهی شده و جنگ شعله‌ور گردد. در این صورت ضمن وارد شدن صدمات به نیروهای آمریکایی و منافع ملی آمریکا، چنین جنگی قابل توجیه قانونی نخواهد بود. طرح با این ترتیب استفاده از منابع مالی برای انجام اقدام نظامی علیه ایران را ممنوع می‌سازد. مگر اینکه قانون یا قطعنامه مشترکی از سوی مجلسین سنا و نمایندگان صادر گردیده و به روشنی مجوز چنین اقدامی را به رئیس‌جمهور آمریکا بدهد.

مجلسین آمریکا نگران سوءاستفاده ترامپ از قانونی است که در سال ۲۰۰۱ برای حمله جرج بوش به مواضع گروه القاعده به تصویب رسید و در آن علاوه بر القاعده، هر کشور و گروه دیگری که مرتبط با القاعده گردد نیز شامل این قانون برای حمله می‌شود. مجلسین آمریکا نگران از سخنان مایک پمپئو هستند که چندین بار ایران را با گروه القاعده مرتبط دانسته و این به معنای استفاده احتمالی از قانون سال ۲۰۰۱ علیه ایران است.

لذا مجلسین آمریکا درصدد بستن این راه سوءاستفاده‌اند. راهکار دیگری که سناتورها و نمایندگان مجلسین آمریکا از اتخاذ آن توسط گروه ترامپ نگرانند، این است که ترامپ مخفیانه با اسرائیل یا عربستان به توافق برای حمله به ایران برسد و طبق سایر مصوبات آمریکا در صورتی که اسرائیل در خطر جنگ قرار گیرد، آمریکا موظف به پشتیبانی از این کشور است.

بنیامین نتانیاهو که خود بسیار مشتاق به ایجاد درگیری با ایران است، خود دو مشکل دارد که راه حل آن را در جنگ با ایران می‌بیند. جدای از اینکه همواره سعی می‌نماید در پرتو ایران هراسی که در داخل اسرائیل به وفور تبلیغ شده، نمایش آمادگی برای درگیری با ایران را بدهد و عملیاتی که در سوریه علیه نیروهای ایرانی در ظرف شش ماه گذشته نموده، شاهد وعده و وعید خود قرار دهد.

اولاً در انتخابات قریب الوقوع اسرائیل، حزب لیکود دچار ضعف است و امکان دارد نتانیاهو نتواند به نخست وزیری برسد، لذا باید وزن خود را به عنوان قهرمان ملی اسرائیل افزایش دهد. پس هرچه بتواند ایران هراسی را دامن زده و خود را مرد مقابله با آن نشان می‌دهد.

ثانیاً کیفر خواست دیوان عالی اسرائیل علیه نتانیاهو همچون شمشیری بالای سر او قرار گرفته و او نیاز دارد موضوع خودش را در هاله‌ای از احساسات میهنی و نجات قوم یهود از دست جمهوری اسلامی نشان دهد. مشاهده می‌شود چنین فردی استعداد فراوانی دارد که با گروه ترامپ و گروه عربستان جفت و جور شده و ماموریت مشترک آنها را به اجرا درآورد.

این موضوع هم مایه نگرانی دموکرات‌ها و برخی جمهوریخواهان آمریکا گردیده. گرچه کار چندانی از دست آنها برنمی‌آید مگر اینکه فقط رئیس‌جمهور خود را محدود سازند. ممکن است در عمل هیچ‌کس به صلاح نداند که درگیری نظامی با ایران به‌وجود آید ولی نیازهای نتانیاهو و ترامپ در انتخابات پیش‌رو، احتمال دارد یکی یا هر دو، دست به کار احمقانه‌ای بزنند که نتایج آن برای آنها مهم نیست زیرا در کوتاه مدت حاجت آنها را برآورده می‌سازد.

فراموش نشود تا اینجا دونالد ترامپ در هیچ صحنه سیاست خارجی دستاورد قابل ارائه برای انتخابات نوامبر آینده و پیشی گرفتن از رقیب جمهوریخواه خود ندارد.

اخبار مرتبط

نظرات

ســــــر مقـــــالـــــــــه

روزنامه ایران؛

تریبون رسمی و مسئولیت نقد

تردیدی نیست که جامعه ایران دچار مشکلات گوناگونی است. برخی از این مشکلات عام و فراگیر است، به‌طوری که کشورهای صنعتی و پیشرفته نیز درگیر آنها هستند، هرچند ابعاد درگیری با مشکلات در هر کشوری با کشور دیگر تفاوت دارد. برخی از مشکلات نیز خاص ایران یا کشورهای معدودی است. بنابراین هدف هیچکس نباید پوشاندن مشکلات و خطاها باشد. ولی آیا این امر بدان معناست که صبح تا شب خودمان را درگیر این مشکلات کنیم و امکان دیدن بخش‌های پر لیوان را از خود سلب کنیم؟ شاید از مخالفان انقلاب و کشور و براندازان انتظار این رفتار باشد که مثل مگس فقط روی زخم‌ها بنشینند و از آن ارتزاق کنند. این رفتار آنان غیر طبیعی نیست، ولی انتظار می‌رود که صاحبان تریبون‌های رسمی در عین حال که به مشکلات جامعه می‌پردازند و درست هم هست، البته مشروط بر اینکه منصفانه اظهار نمایند، ولی در عین حال باید نقاط مثبت و روشن جامعه را نیز فراموش نکنند و آنها را هم ببینند. مگر نه اینکه رهبر معظم انقلاب درباره انعکاس اقدامات مثبت بارها تأکید کرده‌اند، خوب چه کسی باید این وظیفه را انجام دهند؟ فقط که دولت نباید از اقدامات خود تعریف و تمجید کند. بلکه این وظیفه کسانی است که از تریبون‌های رسمی انتقاد می‌کنند، باید در کنار انتقادات، نقاط قوت و برجسته را نیز بیان کنند. تا تعبیر بدی از آن تریبون نشود. نمونه روشن آن خط آهن قزوین به رشت است که یکی دیگر از مراکز استان‌های کشور که از استان‌های مهم است را به شبکه ریلی کشور وصل کرده است. نه فقط این خط که در طول دوره این دولت، رکورد احداث خطوط ریلی شکسته شده و به میانگین سالانه ۵۰۰ کیلومتر رسیده است که رقم بسیار قابل توجهی است. مگر نه اینکه یکی از سیاست‌های کلان و ابلاغی رهبر معظم انقلاب در اقتصاد مقاومتی و برنامه ششم توسعه افزایش خطوط ریلی و بالا رفتن سهم راه‌آهن در حمل و نقل مسافر و بار است؟ و مگر نه اینکه این همه تصادفات جاده‌ای و مصرف سوخت بالا داریم و مگر نه اینکه در دولت‌های قبلی، بویژه در دولت اصول‌گرا، توجهی اندکی به این صنعت شد در حالی که بیشترین درآمدهای نفتی تاریخ ایران را داشتند، پس چرا باید مهم‌ترین مسأله تریبون رسمی نماز جمعه به گوشت نخوردن بخشی از مردم خلاصه شود؟ چرا افتتاح پروژه‌های بزرگ عسلویه یا موارد مشابه در این تریبون‌ها دیده نمی‌شود؟ فقط در سال گذشته و امسال مراکز استان‌های، همدان، کرمانشاه، آذربایجان غربی و گیلان به شبکه ریلی متصل شده‌اند. موضوعی که همواره برای مردم این استان‌ها در حد آرزوهای چند ده ساله تلقی می‌شد، اکنون محقق شده است. چرا تریبون نماز جمعه در این موارد ساکت است؟ مسأله فقط این نیست. اگر تاریخ این تریبون‌ها نشان می‌داد که آنان همواره بر نارسایی‌ها و انتقادات تأکید داشته‌اند و هیچ‌گاه نقاط مثبت و نیمه پر لیوان را ندیده‌اند، باز هم می‌پذیرفتیم، هرچند این کار نادرست است که از اموال عمومی استفاده شود و علیه یک بخش ...

جدیدترین خبرها