رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • پنجشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۸
  • الخميس ۲۳ ربيع أول ۱۴۴۱
  • 2019 Thursday 21 November
اوقات شرعی

  • شنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۸ - ۲۳:۵۲
  • کد خبر : 70603
  • مشاهده : 82 بازدید
  • خبر مهم1
  • چاپ خبر : مانور اشراف زادگی
فرهاد دادجو؛

مانور اشراف زادگی

روز (۸ تیر  ۹۸) بنا داشتم پس از برگزاری مراسم شهادت امام صادق (ع) از مشهد به استان خود برگردم. عصر به فرودگاه شهید هاشمی نژاد آمدم و پس از گرفتن کارت پرواز به سالن انتظار رسیدم که ناگاه با صحنه عجیبی مواجه شدم. یک خانواده توسط ماشین خاصی وارد سالن فرودگاه شد (توجه کنید […]

روز (۸ تیر  ۹۸) بنا داشتم پس از برگزاری مراسم شهادت امام صادق (ع) از مشهد به استان خود برگردم. عصر به فرودگاه شهید هاشمی نژاد آمدم و پس از گرفتن کارت پرواز به سالن انتظار رسیدم که ناگاه با صحنه عجیبی مواجه شدم. یک خانواده توسط ماشین خاصی وارد سالن فرودگاه شد (توجه کنید نه محوطه فرودگاه بلکه داخل سالن فرودگاه) و به شکل VIP به گیت ورود به هواپیما منتقل شد.

چشم جمعیت حاضر در سالن انتظار پرواز از حدقه بیرون آمده بود چون احتمالا مثل من تاکنون شاهد این نبودند که یک خانواده سوار بر ماشین خاصی وارد «سالن انتظار» شوند. البته کتمان نمی کنم از اینکه احتمالا خانواده آقای رئیس جمهور یا رئیس یک قوه دیگر را دیده بودم احساس خوبی داشتم. برای اینکه مطمئن شوم خانواده ای با آن درجه VIP و با پوشش رسمی مردان و محجبه زنان، متعلق به آقای رئیس جمهور بودند شروع به پرس  و جو از مسافران کردم. چند نفر اول آنها را نمی شناختند تا اینکه یک نفر که قرار بود با همان پرواز به تهران برود خبری داد که مرا در بهت  و حیرت فرو برد و آب سردی بر سرم ریخت. باور نکردم که آنطور باشد پس مجدد به سراغ افراد دیگر رفتم و متاسفانه دو نفر که ظاهرا متعلق به همان دستگاه بودند، خبر نفر قبل را تایید کردند: آنها خانواده «معاون یک سازمان دولتی» بودند همین! شنیده ها از چند نفر حاکی از یک محتوا بود: خانواده معاون یک تشکیلات فرهنگی .همین که سرنشینان خودرو در سطوح عالی سیاسی نبودند، برای من کافی بود.

پس از اینکه دقایقی از بهت و حیرتم گذشت، اولا حسرت خوردم که چرا با موبایلم از صحنه ورود خودروی کذایی به سالن فیلم نگرفتم تا در صفحه اینستا بگذارم، ثانیا اندیشه هایی از سرم  گذشت که تصمیم گرفتم حداقل با نگارش آنها تلنگری به رفتارهای طبقه اشراف نظام بزنم:

o      این اشخاص خیلی ویژه که اینقدر با ما مردم تفاوت دارند، دیشب در  کدام هتلها و بر سر چه سفره هایی بوده اند؟

o      اگر وی دارای چنین تشریفاتی است، درجه معاون رئیس جمهور و خود آقایان روسای قوا و روسای ستادکل نیروهای مسلح و غیره چگونه خواهد بود؟

o      اگر طبق شنیده ها فرزندان رهبری کاملا غیرآشکار و داخل جمعیت به فرودگاه می روند، رتبه معاون آن تشکیلات چقدر باید از رهبری بالاتر باشد که ….؟

o      آیا آقایان و آقازاده هایی که در این خودروها حضور دارند، در خصوص نوع نگاه معنادار و ذهنیت منفی مسافران نسبت به مسئولان نظام اندیشه نمی کنند و هیچ احساس مسئولیتی ندارند؟

o      آیا خانواده معاون یک تشکیلات مشابه در اروپا و آمریکا هم اینگونه تمایزها و تجمل‌هایی دارد؟

از همه اینها بگذریم، در شرایطی که کشور درگیر شدیدترین تحریمها و یک جنگ اقتصادی تمام عیار است و بیشترین فشار بر قدرت خرید خانوارها وارد شده است، فخرفروشی از منبع حلال بخش خصوصی نیز شایسته نیست چه رسد از منابع دولتی .

به نظر نویسنده، یکی از مزایای شفافیت آن است که حتی اگر این طبقه هیچکدام از ملاحظات بالا را نداشته و دین و رای سیاسی و وطن دوستی هم نداشته باشند، به دلیل شفاف شدن اطلاعات مربوط به سفرها و هدایا و هزینه ها، از بیم حیثیت اجتماعی خویش ناچارند برخی از رفتارهای خلاف عقل و شرع خود را کنار بگذارند. اگر اشراف زاده ها مطمئن بودند کسی فیلم رفتار آنها را منتشر می کند (مانند اتفاقی که سال گذشته برای یکی از نمایندگان مجلس رخ داد)، حتما رفتار دیگری در پیش می گرفتند… همه امید ما فراگیر شدن موج شفافیت است.

اخبار مرتبط

نظرات

ســــــر مقـــــالـــــــــه

عبدالله گنجی؛

خصایص یک آشوب

قبل از اینکه به خصایص آشوب اخیر پرداخته شود و برای اینکه نگارنده به سوگیری و ندیدن همه ابعاد ماجرا متهم نشود، ذکر سه مقدمه لازم و ضروری است. یکم: درست است که اعلام ساعت شروع سهمیه‌بندی بنزین به خاطر احتمال هجوم به پمپ بنزین‌ها قدری احتیاط‌آمیز است، اما دولت باید از چند ماه قبل مردم و مراجع را توجیه می‌کرد که قواعد این کار چیست و آورده آن برای ملت چیست و نیز تجربه ذی‌قیمت دولت قبل را در این زمینه‌ها به کار می‌گرفت.  سکوت مطلق دولتیان و بعضاً خلاف‌گویی –حتی ۴۸ ساعت قبل از اجرا- نابخشودنی و واجد عذرخواهی است. دوم: توجه به ابعاد روانشناسی و جامعه‌شناسی این «پدیده جدید» ضروری است. تنفر، اساس شکل‌گیری رفتار خشن است. تولید تنفر دو حالت ممکن دارد، یا فرد به دشمنان بنیان‌کن تعلق دارد که تنفر او درونی شده است یا احساس تبعیض او را به شدت آزار می‌دهد. شهرهای اقماری تهران کانون آشوب بود، بنابراین بررسی وضعیت بخشی از افرادی که روزها برای کار به پایتخت می‌آیند و به زندگی‌های لاکچری خدمت می‌کنند تا درآمد ناچیزی بگیرند و شب‌ها به حاشیه بروند، بسیار قابل مطالعه است. افرادی که در فضای بیکاری، مسافرکشی با پراید را برگزیده‌اند، اما در هیچ سامانه‌ای نیستند، اکنون احساس می‌کنند به خط آخر رسیده‌اند و باید در تحلیل نهایی مسئله مدنظر قرار گیرد که این‌ها معترض واقعی محسوب می‌شوند. سوم: خوشبختانه همه مسئولان کشور بر حق اعتراض تأکید دارند و باور نگارنده این است که سعه صدر آن هم وجود دارد، اما هیچ سازوکاری در کشور نیست تا در سایه آن میدان برای آشوبگران نا امن شود، بنابراین اگر اصرار حاکمیت بر تفکیک اعتراض از آشوب است، باید حداقل مکان و تابلوی اعتراضی را هویت دهد و سازوکار آن را فراهم کند وگرنه آشوبگر در کمین معترض نشسته است تا پرچم خود را جای پرچم او نصب و بستر آماده را مصادره کند و بازتاب واکنش حاکمیت را «مقابله با معترضان» اعلام کند. اما آشوب اخیر دارای خصایص و ویژگی‌های منحصربه‌فردی است که نمی‌توان آن را ندید و آن را صرفاً اعتراض مشروع نسبت به یک تصمیم دانست. گرچه معترضانی هم بودند که صدای‌شان گم شد و در فتنه و آشوب محو شدند، اما آنچه بسیار مهم است طبقه متوسط در آن حضور نداشتند. ۱- خشن بودن رفتار یا «خشونت سازمان‌یافته» از ویژگی‌های منحصربه‌فرد اغتشاشات اخیر بود. سطح و عمق خشونت در نوع خود بی‌سابقه است. میزان تخریب‌ها و تلفات انسانی مؤید این مهم است. نسبت تخریب‌ها با میزان جمعیت حاضر نسبتی ندارد. ۲- اصرار به حرکت‌های پرجمعیت در این آشوب‌ها وجود نداشت. اصولاً جمعیت عمده در هیچ‌جا مشاهده نشد و نداشتن عقبه مردمی و محدود بودن جمع‌ها نشانه عبور از اعتراض و ورود به عرصه آشوب بود که البته این خصیصه شبیه حوادث ۱۳۹۶ نیز بود. ۳- شعار و مطالبه‌ای که باید مسئولان بشنوند، کمتر داده شد. اصولاً شعار و مطالبه قابل شنیدن کمتر یافت شد. آنچه قابل مشاهده است تخریب حداکثری است. می‌توان گفت تخریبگران احساس تعلقی ...

جدیدترین خبرها