رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • دوشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۸
  • الإثنين ۱ جماد ثاني ۱۴۴۱
  • 2020 Monday 27 January
اوقات شرعی

  • شنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۸ - ۲۱:۳۴
  • کد خبر : 70651
  • مشاهده : 41 بازدید
  • پیشخوان
  • چاپ خبر : صبر ایران در مقابل ترامپ به پایان رسیده است/ پیش‌بینی اندیشکده آمریکایی از گام‌های بعدی ایران + جدول

ترامپ یک چیکن گیم علیه ایران به راه انداخته بود اما درست پیش از نقطه پایانیِ تقابل، ایران با ابتکار عمل خود بازی را برگرداند و تازه یک چیکن گیم جدید با عبور مرحله‌ای از تعهدات برجامی‌اش آغاز کرده است.

با گذشت چند ماه از آغاز ریاست‌جمهوری ترامپ و آشکارشدن سیاستش در بازی‌های دوجانبه، بسیاری از تحلیلگران از اصطلاح «chicken game» در مورد وی استفاده کردند، به این معنا که رئیس‌جمهور آمریکا با توجه به قدرت برترِ کشورش در تقابل‌های جهانی، به افزایش تنش با طرف مقابل و تحریک آن به رویارویی می‌پردازد تا جایی که در نقطه پایانیِ تقابل، طرفِ روبرو هزینه تقابل را بیشتر از سازش یافته و به خواسته ترامپ تن می‌دهد.

۸ مه ۲۰۱۸ میلادی، ایالات متحده از برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) خارج شد. ۲۰ روز بعد، سی‌ان‌بی‌سی در یادداشتی به قلم تام دیکریستوفر تیتر زد «ترامپ و اروپا چیکن گیم خود بر سر توافق هسته‌ای را آغاز کردند». اقدامات تحریک‌آمیز بعدی از سوی واشینگتن مانند بازگشت مرحله به مرحله تحریم‌ها، تلاش همه‌جانبه به صفر رساندن صادرات نفت و گنجاندن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست سازمان‌های تروریستی نشان می‌داد این یک چیکن‌گیم واقعی بوده است.

مه ۲۰۱۹ یعنی یک سال بعد از خروج آمریکا از برجام، جان بولتون مشاور امنیت ملی آمریکا که در ایران به حضورش در نشست‌های سازمان مجاهدین خلق (منافقین) و حمایت از «تغییر رژیم» شناخته می‌شود، اعلام کرد ناو آبراهام لینکلن به خلیج فارس ارسال می‌شود. گویی مراحل آخر چیکن گیم یعنی رویارویی نهایی نزدیک و نزدیکتر می‌شد اما ۲۰ ژوئن همه معادلات عوض شد: پهپاد آمریکایی در سواحل هرمزگان مورد اصابت سامانه سوم خرداد قرار گرفت و نابود شد.

حالا گزارش جالبی از اندیشکده استراتفور با اشاره به ماجرای اسقاط پهپاد بیان می‌کند ایران نه تنها در نقطه پایانیِ تقابل، ابتکار عمل را به دست گرفت و بازی را برگرداند، بلکه یک «چیکن گیم» جدید با عبور مرحله به مرحله از تعهداتش در برجام به راه انداخته که طرف مقابل را در دوراهی سختی قرار داده است.

اندیشکده آمریکایی استراتفور  که در سال ۱۹۹۶ توسط جرج فریدمن پایه‌گذاری شده، عمدتاً به ارائه تحلیل‌های امنیتی و ژئوپولتیک در موضوعاتی می‌پردازد که به تجارت جهانی و کسب و کارهای کلان مرتبط است. متیو بِی نویسنده این گزارش نیز اگر چه فارغ‌التحصیل رشته ریاضی است، گزارش‌هایی با موضوع نفت و سیاست در خاورمیانه می‌نویسد و فعلاً مهمترین موضوع مرتبط با ریسک‌پذیری در حوزه نفت منطقه، تحریم‌های ایران و تشدید تنش میان کشورمان با غرب در خلیج فارس است.

آغاز بازی از سوی ایران

سخنگوی دولت و معاون وزیر خارجه که رئیس کمیسیون نظارت بر اجرای برجام نیز هست، در یک کنفرانس خبری اعلام کردند ایران از مرز تعیین‌شده برای غنی‌سازی اورانیوم (۳.۶۷) گذشت و اگر نیاز ببیند آن را تا ۲۰% نیز افزایش خواهد داد. ایران همچنین تهدید کرده است رآکتور اراک را به حالت پیشین، یعنی رآکتور آب سنگینی که اورانیوم را به محصولی قابل فرآوری به پلوتونیوم تبدیل کند،‌ برمی‌گرداند.

به نظر بِی، این آغاز یک بازی بلندمدت از سوی ایران است تا ایالات متحده را به پذیرش خواسته‌های خود وادارد، یعنی رفع تحریم‌ها در کنار تضمین قطعی امنیت ایران. البته این رویکرد که با اسقاط پهپاد آمریکایی همراه بوده، ریسک حمله محدود از سوی آمریکا را با خود به همراه داشته اما ایران این ریسک را پذیرفته است شاید به این دلیل که فکر می‌کند آمریکاییان می‌دانند حمله به ایران، حتی حمله محدود، احساسات ملی‌گرایانه ایرانیان را در حمایت از حکومتشان تقویت می‌کند.

چرا ایران از روشِ افزایش تنش در راهبرد خود بهره گرفته و ریسکش را پذیرفته است؟ پاسخ تحلیلگر استراتفور این است که چون این تنها گزینه‌ موجود برای ایران بوده است. تهران می‌خواهد از این طریق، اولاً درخواست‌های آمریکا را پیش از فرارسیدنِ لحظه آتش‌بس محدودتر سازد و ثانیاً با ارائه قدرت موشکی و منطقه‌ای خود، تضمینِ محافظت از این توانمندی‌ها را به خواسته اولیه یعنی رفع تحریم‌ها اضافه کند.

ایران در رویکرد جدید خود روی ترامپ حساب کرده، نه مشاورانش؛ که به نظر نویسنده تا کنون جواب داده است. مثلاً رئیس‌جمهور آمریکا برخلاف اظهارات پیشینِ دولتش، در توییت‌ها صرفاً بر یک خواسته یعنی اینکه ایران سلاح هسته‌ای نسازد تأکید می‌کند. البته هر کسی می‌داند که این بدان معنا نیست که اگر الان مذاکرات میان ایران و آمریکا آغاز شود، خواسته‌های آمریکا فراتر از این نخواهد بود، مخصوصاً اینکه به احتمال زیاد مدیریت مذاکرات با امثال پمپئو و بولتون است.

رویکرد متفاوت ایران نسبت به کره شمالی در ایجاد بازدارندگی طی چهار دهه

این اولین بار نیست که آمریکا گزینه‌های تهران را محدود کرده است. تحلیلگر استراتفور می‌نویسد اساساً از ابتدای انقلاب اسلامی و زمانی که حمایت‌های امنیتی و لجستیک نظامی آمریکا از ایران قطع شد، تهران برای نفوذ بر منطقه و گسترش قدرت خود راهی جز بکارگیری نیروهای مردمی و گروه‌های نیابتی پیشِ روی خود ندید، چه شیعه مانند حزب‌الله و چه اهل تسنن مانند حماس.

بِی نوشته است ایران طبق برجام، فقط امکان استفاده از «سانتریفیوژهای غیرقابل اتکا و تاریخ‌گذشته» را دارد، آن هم به تعداد محدود، تا نتواند به سمت ساخت بمب هسته‌ای برود.

در کنار آن، عملیات سایبری، راه‌های توقف کشتیرانی در تنگه هرمز و نهایتاً موشک‌های کروز و بالستیک در دستور کار تهران قرار گرفت. اینها تنها راه «افزایش هزینه» جهتِ ایجاد بازدارندگی در مقابل «یک دشمن منطقه‌ای یا ایالات متحده» در شرایطی بود که ایران تحت هیج حمایت امنیتی قرار نداشت.البته به خلاف کره شمالی، ایران حاضر نشد ریسک حرکت به سمت تسلیحات هسته‌ای را برای ایجاد بازدارندگی به جان بخرد، احتمالاً به این دلیل که به خلاف کره شمالی،

  • اولاً ساختار اقتصادی کشورش برای تداوم بلندمدت در شرایط انزوا ساخته نشده است و نیمی از غذا و بخش مهمی از ماشین‌آلات صنعتی با ارزی وارد می‌شود که از فروش نفت حاصل می‌شود.
  • ثانیاً ساختار سیاسی کشورش اجازه ابراز مخالفت‌های داخلی را می‌دهد که این در شرایط تشدید فشار اقتصادی می‌تواند مشروعیت حکومت را نشانه رود.
  • ثالثاً فقدان همسایه قدرتمندی مثل چین موجب می‌شود ایران نتواند از آن مانند یک سپر، زهر تحریم‌ها را بگیرد.
  • رابعاً ایران در میان همسایه‌های ریز و درشت قرار دارد و می‌تواند از اهرم نفوذ منطقه‌ای بهره گیرد.

با توجه به سه تفاوت نخست، تهران نسبت به فشار اقتصادی از خارج، آسیب‌پذیر است و باید راهی برای خروج از این فشار که تورم ۵۰ درصدی را رقم زده بیاید. این راه شامل ارتباط با کاخ سفید نمی‌شود چون تهران نمی‌تواند امیدی به نتایج برقراری ارتباط با تیم تندرو ترامپ مانند پمپئو و بولتون داشته باشد و حتی نمی‌تواند به رئیس‌جمهور بعدی فکر کند؛ زیرا با توجه به نزدیکی به پایان مدتِ برخی تعهدات برجامی ایران، هر رئیس‌جمهور دیگری چه دموکرات و جمهوری‌خواه پیروز انتخابات ۲۰۲۰ شود باز هم خواستار افزایش تعهدات ایران فراتر از برجام خواهد شد.

حرکت بعدی ایران چیست؟

متیو بِی نوشته است ایران اگر بخواهد با توانمندی‌های تقلیل‌یافتهِ کنونی به سمت ساخت بمب هسته‌ای، چه از طریق غنی‌سازی اورانیوم و چه از طریق پلوتونیوم اقدام کند، یک تا دو سال زمان می‌برد در حالی که زنجیره تأسیسات هسته‌ای آن از معدن تا محصول نهایی زیر نظارت سنگین بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی قرار دارد. بنابر این بعید است چنین هدفی را در نظر داشته باشد و دست کم در ۱۵ سال گذشته نیز این را اثبات کرده است.

اقدامات احتمالی ایران در مراحل بعدی چیکن گیم
اقدام توضیحات
تعلیق نوسازی رآکتور آب سنگین اراک ایران و چین هم‌اکنون در حال اعمال تغییراتی در این رآکتور برای اطمینان از عدم امکان بکارگیری آن برای تولید پلوتونیوم متناسب با ساخت سلاح هستند.
نصب سانتریفیوژهای بیشتر ویا بکارگیری سانتریفیوژهای پیشرفته‌تر
محدودکردن دستیابی بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به مراکز حساس
تعلیق پروتکل الحاقی پروتکل الحاقی نظارت بازرسان بر تأسیسات هسته‌ای را گسترش داده است.
خروج از پیمان عدم اشاعه هسته‌ای (NPT)
انجام تحقیقات بیشتر برای ساخت پیشران هسته‌ای در حمل و نقل دریایی ساخت این پیشران نیازمند اورانیوم با درصد غنی‌سازی بالا است که ایران در برجام متعهد به عدم تولید آن شده است.
آزمایش یا دست کم تحقیق جدی بر روی ماشه فعالسازی بمب اتمی

از طرفی تلاش‌های تهران برای رسیدن به یک توافق با اروپاییان و آمریکاییان برای کاهش تحریم‌های جدید نیز به نتیجه نرسیده و نمی‌تواند دیگر برای به نتیجه رسیدنِ این مسیر، صبوری کند. در نتیجه تنها راهی که برای تهران مانده، تداوم چیکن گیم و آزمودن واکنش طرف مقابل در هر مرحله است.

از آن سو ایالات متحده ممکن است با هر مرحله عبور ایران از تعهدات برجامی، به آن تن در دهد یا آن را با اقدام تهاجمیِ متقابل، پاسخ گوید. به نظر او، ایران خود را برای هر دو واکنش آماده کرده است، اما ایالات متحده باید بداند اگر واکنشش به اقدامات ایران، اقدام نظامی باشد، چنین تقابل نظامی «می‌تواند نهایتاً جرقه یک نزاع گسترده‌تر در خاورمیانه باشد و به کشورهای همسایه کشیده شود که این به نوبه خود، ایران را قانع می‌کند تا گام سرنوشت‌ساز در توسعه توانمندی‌های نظامی هسته‌ای را بردارد».

تحلیل بِی نشان می‌دهد ایالات متحده اگر نمی‌تواند از گسترش جنگ در صورت آغاز آن با ایران جلوگیری کند، بهتر است زودتر به خواسته‌های تهران تن در دهد، زیرا در غیر این صورت با ایرانی طرف خواهد بود که اجباراً به سمت ساخت یا دستیابی به بمب هسته‌ای حرکت کرده است و این شرایط مذاکره را از چیزی که هست، برای واشینگتن دشوارتر خواهد ساخت.

منابع

https://worldview.stratfor.com/article/iran-goes-all-game-nuclear-chicken-trump-irgc

https://www.washingtonexaminer.com/policy/defense-national-security/moment-of-truth-trump-and-irans-high-stakes-game-of-chicken-could-blow-up-nuclear-deal

https://www.cnbc.com/2018/05/24/washington-and-europe-playing-game-of-chicken-over-iran-nuclear-deal.html

https://www.mashreghnews.ir/news/968351

اخبار مرتبط

نظرات

ســــــر مقـــــالـــــــــه

محمدعلی حبیبی؛

آیا انتقام سخت همان انتقام سریع است؟

پس از ترور ناجوانمردانه سردار شهید قاسم سلیمانی توسط ارتش تروریست آمریکا، رهبر انقلاب در پیام تسلیتی که صادر کردند از انتقام سخت سخن گفتند: «شهادت پاداش تلاش بی‌وقفه‌ی او در همه‌ی این سالیان بود، با رفتن او به حول و قوه‌ی الهی کار او و راه او متوقف و بسته نخواهد شد، ولی انتقام سختی در انتظار جنایتکارانی است که دست پلید خود را به خون او و دیگر شهدای حادثه‌ی دیشب آلودند.» از سویی دیگر محبوبیت فوق‌العاده سردار سلیمانی در میان مردم و نحوه شهادت ایشان یعنی ترور برنامه‌ریزی شده باعث شد موج خونخواهی از نخستین ساعات انتشار خبر در بین آحاد جامعه همه‌گیر شود. موج انتقام در شبکه‌های اجتماعی باعث ترس اندک‌شماری از کاربران از احتمال جنگ شد. شماری از کاربران از ترس بروز جنگ، خواهان این شدند که ایران از خون سردار سلیمانی بگذرد. اما این کاربران از یک مسئله آگاه نیستند و آن هم تست تاب‌آوری کشورهای متخاصم است. اتفاقا آمریکا اگر ببیند ایران منفعل و ساکت می‌نشیند در آن صورت احتمال جنگ در آینده بسیار زیاد است. چون آمریکا این سکوت را بر ضعف ایران حمل می‌کند و قاعدتا حمله به یک کشور ضعیف بسیار آسان‌تر از حمله به یک کشور قدرتمند است. اما اگر ایران واکنش درستی نشان دهد و انتقام این ترور ناجوانمردانه را بگیرد در آن صورت احتمال بروز جنگ بسیار کمتر است. پس در اینکه ایران باید انتقام خون سردار سلیمانی را از رژيم آمریکا بگیرد هیچ شکی نیست اما این انتقام لزوما نباید سریع باشد. به نظر می‌رسد انتظاری که در افکارعمومی مبنی بر واکنش و انتقام سریع ایران شکل گرفته انتظاری به‌جا نیست. انتقام سخت باید در زمان و مکان مناسب باشد و تشخیص زمان و مکان مناسب با فرماندهان نظامی است. ممکن است تشخیص فرماندهان نظامی این باشد که شرایط تحقق انتقام سخت یک هفته دیگر یا یک ماه دیگر فراهم می شود. موج انتقام سریع باعث می‌شود فرماندهان نظامی ما در افکارعمومی تحت فشار قرار گیرند. هرچند تجربه نشان داده فشار افکار عمومی باعث تصمیم غلط استراتژیست های ایران نمی‌شود اما این فضا باعث می‌شود اگر تصمیم ایشان برای انتقام سخت در زمانی نزدیک محقق نشود افکار عمومی سرخورده شود. به‌همین دلیل به نظر می‌رسد مطالبه افکار عمومی باید انتقام سخت باشد؛ نه انتقام سریع. خصوصا اینکه فرماندهان نظامی ما و به‌خصوص رهبری نشان داده‌اند وقتی از انتقام سخن می‌گویند حتما به آن عمل خواهند کرد -مانند انتقام از داعش در پی حمله به مجلس- اما تشخیص زمان و مکان مناسب آن برعهده ایشان است و قاعدتا پاسخ به چنین جنایتی باید با فکر و برنامه‌ریزی درست صورت گیرد. امری که سخنگوی ستاد کل نیروهای مسلح هم بر آن صحه گذاشته است. سردار ابوالفضل شکارچی سخنگوی ارشد نیروهای مسلح گفت: پاسخ به این اقدام تروریستی حق ماست و حتما جمهوری اسلامی به این اقدام تروریستی پاسخ خواهد داد. وی با تاکید بر اینکه ایران این اقدام تروریستی آمریکا را به شدت پاسخ خواهد داد، ادامه داد: البته جمهوری اسلامی ایران ...

جدیدترین خبرها