رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • پنجشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۸
  • الخميس ۲۳ ربيع أول ۱۴۴۱
  • 2019 Thursday 21 November
اوقات شرعی

در پی تصادف خودرویی با سه سرنشین در محور شیراز – خرامه در ماه گذشته که منجر به فوت دختر راننده و ایجاد موجی در شبکه‌های اجتماعی شد، مدیرکل راهداری و حمل و نقل جاده‌ای استان فارس اعلام کرد که رای تیم سه نفره کارشناسان دادگستری مقصر این حادثه را ۵۰ – ۵۰ اعلام کرده بود اما با توجه به اینکه مقصر اصلی را راننده خودرو به دلیل سرعت غیر مجاز و ناتوانی در کنترل ماشین می‌دانیم، به این رای اعتراض کردیم.

مقصر حادثه شیراز-خرامه مشخص شد

ساعت ۲۳ اوائل تیر ماه امسال یک دستگاه خودرو ۲۰۶ حامل سه سرنشین زن، در محدوده کیلومتر ۶ کمربندی شمال شرق شیراز که واقع در تقاطع با شهرک سعدی قرار دارد، دچار سانحه شده که یکی از سرنشین‌های آن فوت می‌کند و دو سرنشین دیگر نیز دچار جراحاتی می‌شوند که یکی از آن‌ها سرپایی درمان و ترخیص و سرنشین دیگر نیز پس از انجام عمل جراحی در بیمارستان و طی مراحل درمانی مرخص می‌شود.

پس از این اتفاق ویدئویی در فضای مجازی منتشر شد که فردی ادعا می‌کند پدر دختری است که در این سانحه فوت شده و علت این اتفاق ناگوار را نبود علائم هشداردهنده در این محور اعلام می‌کند.

البته پس از این حادثه، وزیر راه و شهر سازی دستور ویژه‌ای برای برای پیگیری این پرونده و برخورد قانونی با متخلفان صادر می‌کند و پلیس راه استان فارس نیز علت حادثه فوتی جاده خرامه به شیراز را عدم توجه راننده به جلو و تخطی از سرعت مطمئنه و ضعف علائم هشدار دهنده در محل حادثه اعلام می‌کند.

گرچه علیرضا سیاهپور، مدیرکل راهداری و حمل و نقل جاده‌ای این استان هم در همان زمان و در مصاحبه‌ای درباره این حادثه صحبت کرد و غیر مستقیم راننده را در همان زمان مقصر دانست و گفت که خط عبوری با خط کشی مشخص شده بود و الزامات ایمنی نیز در مسیر رعایت شده است، در کنار خط کشی نیز تابلوهای مسیر کمک می‌کند و ایمنی را ارتقا می‌دهند، علاوه بر این رانندگان حرفه‌ای می‌توانند با اتکا به خط‌کشی مسیر مربوطه را مدیریت کنند و در کنار خط کشی نیز تابلوهای مختلف به کمک راننده می‌آیند.

اما مجید صباغ زاده نماینده سازمان راهداری و حمل و نقل جاده‌ای در سانحه تصادف جاده شیراز – خرامه اعلام کرد که گرچه سرعت غیر مجاز خودرو با وجود علائم هشدار دهنده مبنی بر تخطی نکردن از ۵۰ کیلومتر در ساعت، بیشتر از حد مجاز بوده است اما ضعف علائم هشدار دهنده به میزان ۵۰ درصد عامل وقوع حادثه بوده است.

حالا پس از گذشت بیش از یک ماه از این حادثه مرگبار دوباره به سراغ علیرضا سیاه پور – مدیرکل راهداری و حمل و نقل جاده‌ای استان فارس- رفتیم تا درباره آخرین جزئیات این پرونده توضیح دهد. این مقام مسئول در این باره به ایسنا گفت: رای تیم سه نفره کارشناسی دادگستری نظر پلیس راه استان را تایید و میزان تقصیر را در این حادثه ۵۰ – ۵۰ اعلام کرد اما با توجه به اینکه سرعت غیر مجاز خودروی مورد نظر محرز شده و به همین دلیل خودرو متوفی تعادلش بر هم خورده و از سمت چپ ماشین یعنی سمت راننده به نیوجرسی راهداری برخورد کرده است، فکر می کنیم که راننده تقصیر بیشتری در این زمینه داشته است و این اعداد باید تغییر کند، بنابراین به رای صادره اعتراض کردیم.

وی افزود: نمی‌توان گفت که تقصیری بر گردن راهداری نیست و قطعا اگر علائم هشدار دهنده بیشتر بود، کمک بیشتری می‌توانست به راننده مورد نظر کند اما راننده بیشتر از ما مقصر است، چون اگر سرعت مجاز یعنی ۵۰ کیلومتر بر ساعت را که در دو تابلوی هشدار دهنده موجود در راه رعایت می‌کرد این اتفاق نمی‌افتاد، البته شاید اتفاق دیگری در شب حادثه افتاده باشد که به دلیل نبود دوربین در این محور نمی‌توان با قاطعیت نظر داد.

سیاه پور تاکید کرد: قطعا نمی‌توان تنها از فیلمی که پدر دختر خانم راننده که با احساسات و غمی که داشت، رای داد و حضور در این منطقه می‌تواند کمک بیشتری در این زمینه کند تا متوجه شویم چه تابلوهایی در مسیر وجود داشته یا نداشته است و علاوه بر این مشخص شود که این تابلوها در حال حاضر وجود دارند و یا اینکه از قبل وجود داشته‌اند.

حالا باید دید سرنوشت پرونده این حادثه دلخراش چه می‌شود و آیا می‌توان با بررسی درست و برخورد قانونی با مقصران آن که وزیر راه در این زمینه دستور ویژه صادر کرده است، جلوی این اتفاقات را تلخ را گرفت؟

ایسنا

اخبار مرتبط

نظرات

ســــــر مقـــــالـــــــــه

عبدالله گنجی؛

خصایص یک آشوب

قبل از اینکه به خصایص آشوب اخیر پرداخته شود و برای اینکه نگارنده به سوگیری و ندیدن همه ابعاد ماجرا متهم نشود، ذکر سه مقدمه لازم و ضروری است. یکم: درست است که اعلام ساعت شروع سهمیه‌بندی بنزین به خاطر احتمال هجوم به پمپ بنزین‌ها قدری احتیاط‌آمیز است، اما دولت باید از چند ماه قبل مردم و مراجع را توجیه می‌کرد که قواعد این کار چیست و آورده آن برای ملت چیست و نیز تجربه ذی‌قیمت دولت قبل را در این زمینه‌ها به کار می‌گرفت.  سکوت مطلق دولتیان و بعضاً خلاف‌گویی –حتی ۴۸ ساعت قبل از اجرا- نابخشودنی و واجد عذرخواهی است. دوم: توجه به ابعاد روانشناسی و جامعه‌شناسی این «پدیده جدید» ضروری است. تنفر، اساس شکل‌گیری رفتار خشن است. تولید تنفر دو حالت ممکن دارد، یا فرد به دشمنان بنیان‌کن تعلق دارد که تنفر او درونی شده است یا احساس تبعیض او را به شدت آزار می‌دهد. شهرهای اقماری تهران کانون آشوب بود، بنابراین بررسی وضعیت بخشی از افرادی که روزها برای کار به پایتخت می‌آیند و به زندگی‌های لاکچری خدمت می‌کنند تا درآمد ناچیزی بگیرند و شب‌ها به حاشیه بروند، بسیار قابل مطالعه است. افرادی که در فضای بیکاری، مسافرکشی با پراید را برگزیده‌اند، اما در هیچ سامانه‌ای نیستند، اکنون احساس می‌کنند به خط آخر رسیده‌اند و باید در تحلیل نهایی مسئله مدنظر قرار گیرد که این‌ها معترض واقعی محسوب می‌شوند. سوم: خوشبختانه همه مسئولان کشور بر حق اعتراض تأکید دارند و باور نگارنده این است که سعه صدر آن هم وجود دارد، اما هیچ سازوکاری در کشور نیست تا در سایه آن میدان برای آشوبگران نا امن شود، بنابراین اگر اصرار حاکمیت بر تفکیک اعتراض از آشوب است، باید حداقل مکان و تابلوی اعتراضی را هویت دهد و سازوکار آن را فراهم کند وگرنه آشوبگر در کمین معترض نشسته است تا پرچم خود را جای پرچم او نصب و بستر آماده را مصادره کند و بازتاب واکنش حاکمیت را «مقابله با معترضان» اعلام کند. اما آشوب اخیر دارای خصایص و ویژگی‌های منحصربه‌فردی است که نمی‌توان آن را ندید و آن را صرفاً اعتراض مشروع نسبت به یک تصمیم دانست. گرچه معترضانی هم بودند که صدای‌شان گم شد و در فتنه و آشوب محو شدند، اما آنچه بسیار مهم است طبقه متوسط در آن حضور نداشتند. ۱- خشن بودن رفتار یا «خشونت سازمان‌یافته» از ویژگی‌های منحصربه‌فرد اغتشاشات اخیر بود. سطح و عمق خشونت در نوع خود بی‌سابقه است. میزان تخریب‌ها و تلفات انسانی مؤید این مهم است. نسبت تخریب‌ها با میزان جمعیت حاضر نسبتی ندارد. ۲- اصرار به حرکت‌های پرجمعیت در این آشوب‌ها وجود نداشت. اصولاً جمعیت عمده در هیچ‌جا مشاهده نشد و نداشتن عقبه مردمی و محدود بودن جمع‌ها نشانه عبور از اعتراض و ورود به عرصه آشوب بود که البته این خصیصه شبیه حوادث ۱۳۹۶ نیز بود. ۳- شعار و مطالبه‌ای که باید مسئولان بشنوند، کمتر داده شد. اصولاً شعار و مطالبه قابل شنیدن کمتر یافت شد. آنچه قابل مشاهده است تخریب حداکثری است. می‌توان گفت تخریبگران احساس تعلقی ...

جدیدترین خبرها