رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • سه شنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۸
  • الثلاثاء ۱۵ صفر ۱۴۴۱
  • 2019 Tuesday 15 October
اوقات شرعی

نشریه "اشپیگل: پادشاهی عربستان شرمسار و عصبانی است

جنگ با ایران، کابوسی برای ترامپ است!

نکات کلیدی: زمینه درگیری گسترده تازه‌ای در منطقه فراهم شده است / این حملات نشانه‌ای از تحقیری بی‌سابقه برای سعودی‌ها بودند. پادشاهی عربستان احساس شرمسازی، عصبانیت و زخمی‌شدن را دارد/ ایران در پاسخ می‌تواند شهرهای اسرائیل را هدف حمله قرار دهد. در آن صورت ترامپ باید واکنش نشان دهد این یک کابوس برای اوست/ از نظر نظامی ایران برتری قابل توجهی بر عربستان دارد. علیرغم آن که عربستان میلیاردها دلار هزینه صرف خرید تسلیحات از امریکا کرده است. / در تهران علیرغم شرایط پر تنش هیچ ترسی نسبت به وقوع جنگ وجود ندارد/ برای محمد بن سلمان حمله به قلب اقتصاد عربستان به نوعی از دست رفتن وجهه اوست

به نظر می‌رسد خاورمیانه در حال دیدن جنگی به خود است که احتمالا پیشتر آغاز شده است. در مرکز این جنگ ایران و عربستان و نیروهای نیابتی مورد حمایت آنان و ترامپ رییس‌جمهوری امریکا قرار دارند. ثبات منطقه در معرض خطر است.

به گزارش حامی خبر؛ نشریه “اشپیگل” با اشاره به افزایش تنش در روابط ایران و عربستان در روزهای اخیر می‌نویسد: “اخیرا رویدادی بی‌سابقه اتفاق افتاد. باشگاه افسران عربستان که معمولا محلی برای بحث‌ها درباره برنامه‌های مخفیانه عربستان است میزبان حدود ۸۰ نفر از دیپلمات‌ها و چندین روزنامه‌نگار و خبرنگار بین‌المللی بود. آنان از سوی مهمترین کشور صادرکننده نفت در جهان دعوت شده بود. این رویدادی نسبتا کم‌نظیر بود: ارتش سعودی زخم‌های خود را به جهان نشان می‌داد. ارتش سعودی بقایای موشک‌ها و پهپادها و برخی از سلاح‌هایی را نشان می‌داد که مدعی بود سبب انفجار تاسیسات نفتی آن کشور در ماه جاری شده‌اند. این حملات نشانه‌ای از تحقیری بی‌سابقه برای سعودی‌ها بودند. پادشاهی عربستان احساس شرمسازی، عصبانیت و زخمی شدن دارد. ارتش عربستان مدعی است که ایران پشت این حملات بوده است. سخنگوی ارتش در پاسخ به پرسش خبرنگاران در این‌باره که آیا پاسخ عربستان به این حمله واکنشی نظامی خواهد بود گفت که این تصمیم من نخواهد بود”.

پادشاهی عربستان شرمسار و عصبانی است| اشپیگل: جنگ با ایران، کابوسی برای ترامپ است!

این نشریه در ادامه می‌نویسد: “به نظر می‌رسد خاورمیانه در حال جنگی است که احتمالا از مدت‌ها پیش آغاز شده است. این نوع تازه‌ای از جنگ است. درگیری در قرن بیست و یکم بدون اعلان رسمی جنگ است؛ بدون جبهه واضح و مشخص است و طیف گسترده‌ای از میدان‌های نبرد را در بر می‌گیرد. این یک جنگ گیج‌کننده است که در آن هیچکس واقعا کنترلی بر مسائل ندارد؛ حتی آن‌هایی که ظاهرا آن را رهبری می‌کنند کنترل کاملی بر وضعیت ندارند. در این جنگ سه رهبر نقش کلیدی دارند: ترامپ رییس‌جمهوری امریکا که سیاستی پرخاشگرانه و سرسختانه را در پیش گرفته و باعث شده منطقه بیشتر به آشوب کشانده شود. شاهزاده محمد بن سلمان ولیعهد جوان سال و بی‌پروای عربستان که در جنگی وحشتناک در یمن قرار گرفته و دستاوردی نداشته است و ایران.

ترامپ اصرار دارد که استراتژی “فشار حداکثری” او ایران را به زانو درآورده است. واقعیت اما آن است که ترامپ نمی‌تواند جنگ جدیدی را آغاز کند. او می‌خواهد در انتخابات نوامبر ۲۰۲۰ میلادی بار دیگر انتخاب شود و نمی‌تواند به خود اجازه دهد که امریکا را به درگیری مسلحانه خونینی در خاورمیانه بکشاند. او در کارزار انتخاباتی وعده داد تا سربازان امریکایی را از افغانستان و عراق به خانه بازگرداند. از سوی دیگر، ترامپ در مواجهه با اقدامات ایران و متحدان آن کشور نمی‌تواند ضعیف به نظر برسد. “لیندسی گراهام” سناتور جمهوری خواه از کارولینای جنوبی اخیرا در توئیتی نوشت زمانی که ترامپ در واکنش به ساقط شدن پهپاد امریکایی توسط ایران کاری انجام نداد، ایران اینرا به عنوان نشانه ضعف ترامپ قلمداد کرد.

ترامپ در هم ریخته است. روزی می‌نویسد ارتش امریکا مجهز و نیرومند است، روز بعد می‌گوید هرگز وعده محافظت از سعودی‌ها را نداده است، سپس تهدید کرد که می‌تواند از گزینه نهایی نظامی استفاده کند. فشار بر ترامپ در حال افزایش است. پنتاگون ظاهرا برنامه‌هایی را برای حمله به مراکزی در ایران آماده کرده است. براساس گزارش‌ها احتمال حمله امریکا به پالایشگاه نفت آبادان وجود دارد که یکی از بزرگترین تاسیسات نفتی در جهان است. پنتاگون همچنین درباره اعزام نیروهای نظامی بیشتر به منطقه صحبت کرده است. ترامپ ممکن است بخواهد بار دیگر از حملات سایبری علیه ایران استفاده کند. تندروها در کنگره اما این گزینه را ضعیف می‌دانند. از سوی دیگر، ایران به سختی اجازه خواهد داد که حمله مستقیم علیه آن کشور بی‌پاسخ بماند. ظریف وزیر خارجه ایران نیز این موضوع را اخیرا اعلام کرد. ایران در پاسخ می‌تواند شهرهای اسرائیل را هدف حمله قرار دهد. در آن صورت ترامپ باید واکنش نشان دهد این یک کابوس برای اوست.

اشپیگل در ادامه می نویسد: “سال‌ها رقابت میان ایران و عربستان در جریان بوده است. از نظر نظامی ایران برتری قابل توجهی بر عربستان دارد. علیرغم آن که عربستان میلیاردها دلار هزینه صرف خرید تسلیحات از امریکا کرده است. درگیری یمن ضعف نظامی عربستان را آشکار ساخت. به مدت چهار سال عربستان با خشونتی غیرقابل تصور یمن را بمباران کرده اما موفقیت کمی داشته است. عربستان از هژمونی ایران بر منطقه می‌ترسد و کاملا به امریکا وابسته است. در سال‌های اخیر ریاض متحد نسبتا غیرمنتظره دیگری را به دست آورده است: اسرائیل در زمان نخست‌وزیری نتانیاهو. اسرائیل به همان اندازه عربستان از گسترش نفوذ ایران نگران است. نتانیاهو همواره خواستار حمله امریکا به تاسیسات هسته‌ای ایران بوده است”.

“اشپیگل” می‌نویسد: “در هیچ کجای جهان به اندازه خاورمیانه تناقض در رییس‌جمهوری امریکا آشکار نیست. ترامپ وعده داد که جنگ‌های بی‌پایان را به پایان برساند در همان حال، او برجام که تضمینی برای صلح در منطقه بود را لغو کرد. او “مایک پمپئو” تندرو را به عنوان وزیر خارجه خود معرفی کرد. او با نزدیکی به عربستان و اسرائیل و چشم بستن بر اقدامات ریاض از جمله قتل خاشقجی روزنامه‌نگار سعودی امیدوار است که نقشه سیاسی خاورمیانه را دوباره ترسیم کند. با این وجود، او نمی‌تواند همزمان فرمانده جنگ و قاصد صلح باشد”.

پادشاهی عربستان شرمسار و عصبانی است| اشپیگل: جنگ با ایران، کابوسی برای ترامپ است!

این نشریه در ادامه با اشاره به اینکه جانشین بولتون مشاور امنیت ملی سابق امریکا تفاوت چندانی در موضع تندروانه در قبال ایران با سلف خود ندارد، می‌نویسد: “حتی اخراج بولتون نیز تغییری در موضع ایران ایجاد نکرد. روزنامه “وال استریت ژورنال” نوشت که ترامپ باید از بولتون عذرخواهی کند چرا که او بارها هشدار داده بود که ایران می‌تواند از ضعف کاخ سفید سوء‌استفاده کند”.

این نشریه در ادامه می‌نویسد: “تلاش‌هایی صورت گرفت تا در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد ترامپ با روحانی دیدار کند. با این حال، روحانی نمی‌تواند کاری را برخلاف خواست رهبر ایران انجام دهد. ایران روشن ساخت که خواستار مذاکره با ترامپ نیست. ایران باور دارد هیچ چیزی برای کسب کردن در مذاکره با ترامپ ندارد. ایران می‌گوید اصلا چرا باید مذاکره کینم؟ آنان فراموش نکرده‌اند که ترامپ چگونه برجام که از طریق سال‌ها مذاکره حاصل شده بود را لغو کرد. ایران خواستار لغو تحریم‌ها شده است. وقتی صحبت از درگیری با ایران می‌شود ترامپ بسیار تنها است”.

آلمان و اروپایی‌ها درباره محمد بن سلمان اشتباه کردند؛ آنان فکر کردند او یک اصلاح‌طلب جوان است با این وجود، پس از جنگ یمن و قتل خاشقجی متوجه شدند که اشتباه کرده‌اند. در مقابل، ترامپ اصول اخلاقی‌ای ندارد. او کافی است احساس کند طرف مقابل هزینه لازم را پرداخت می‌کند. او در برابر مرگ خاشقجی سکوت کرد چرا که برایش تجارت مهمتر بود. عربستان با سرمایه‌گذاری ۴۵۰ میلیارد دلاری در امریکا موافقت کرده است. ترامپ نشان داد تا زمانی که ریاض تسلیحات امریکایی را خریداری کند، می‌تواند روی کمک واشنگتن حساب کند. با این حال، در آستانه انتخابات ریاست جمهوری به نظر می‌رسد چند میلیارد دلار عربستان سبب نمی‌شود تا ترامپ برای دفاع از ریاض ریسک کند. سیاست ترامپ از هیچ اصولی پیروی نمی‌کند اگرچه او غرایز سیاسی خاصی دارد. اکنون ترامپ به شدت نیازمند معامله‌ای بزرگ است تا پیش از انتخابات نوامبر ۲۰۲۰ میلادی آنرا به رای دهندگان امریکایی بفروشد. او به همین خاطر می‌خواهد ایران را پای میز مذاکره بکشاند. دولت ایران نیز از این نقطه ضعف و نیاز ترامپ استفاده می‌کند”.

پادشاهی عربستان شرمسار و عصبانی است| اشپیگل: جنگ با ایران، کابوسی برای ترامپ است!

این نشریه در ادامه می نویسد: “ضعف امریکا، قدرت ایران است. علیرغم تهدیدات مکرر واشنگتن، امریکا تاکنون واکنش نظامی به ایران نشان نداده است. در تهران علیرغم شرایط پر تنش هیچ ترسی نسبت به وقوع جنگ وجود ندارد. تهران باور دارد که ترامپ قادر به آغاز جنگ تازه به دلایل سیاسی نیست و به همین دلیل ایران گمان می‌کند که در موضع قدرت قرار دارد. امریکا امیدوار است فشار اقتصادی دولت ایران را به سوی مذاکره سوق دهد. این امید تاکنون بیهوده بوده است. قدرت ایران در آسیب‌پذیری امریکایی‌ها و متحدان‌اش در منطقه نهفته است و ترامپ این موضوع را می‌داند. نیروهای میانه‌رو که خواستار حفظ برجام و استراتژی “صبر استراتژیک” بوده‌اند اکنون در موضع ضعف قرار گرفته‌اند. برخی باور دارند که تنها یک راه برای عقب‌نشینی امریکا برای رفع تحریم‌ها وجود دارد: آنان باید هزینه سیاست ترامپ را بالا ببرند. هدف آنها در ایران آن است که نشان دهند استراتژی فشار حداکثری امریکا شکست خورده و تحریم‌ها ایران را در منطقه تضعیف نکرده بلکه صرفا سبب افزایش تنش شده‌اند. تشدید درگیری می‌تواند میانه‌روها را در ایران به حاشیه براند. این یک خطر جدی است. اکنون دولت‌های غربی دوست دارند پاسخی برای این پرسش‌ها بیابند که چه کسی دستور حمله به پالایشگاه نفتی عربستان را صادر کرده بود؟

از سوی دیگر، عربستان نشان داد با هزینه میلیارد دلاری خرید تسلیحات از امریکا حتی قادر به محافظت از مهمترین تاسیسات نفتی خود نیست. عربستان پس از حمله اخیر علیه تاسیسات نفتی‌اش در بحران است. ولیعهد عربستان سعودی که قدرتمندترین مرد آن کشور بوده سکوت کرده است. برای محمد بن سلمان حمله به قلب اقتصاد عربستان به نوعی از دست رفتن وجهه اوست. او از سال ۲۰۱۷ میلادی خود را مردی نیرومند نمایش داده است. او می‌داند برای آن که ضعیف و آسیب‌پذیر به نظر نرسد باید عمل کند اما نمی‌داند چگونه. او می‌خواهد ترامپ را متقاعد به وارد کردن امریکا به جنگ با ایران کند. نیروهای امنیتی عربستان می‌دانستند که تاسیسات نفتی آن کشور در برابر حمله ایران آسیب‌پذیر هستند.

به نظر می‌رسد بین یک تا چهار ماه طول خواهد کشید تا آرامکو بتواند فعالیت خود را به میزان سابق باز گرداند. تا آن زمان، شکافی عمده در بازار نفت ایجاد خواهد شد. این موضوع خبری بد برای چین است که مصرف‌کننده اصلی نفت خلیج فارس بوده است آن هم در شرایط فعلی که در جنگ تجاری با امریکا امرکیا قرار دارد و متحمل فشار اقتصادی اضافی به دلیل افزایش قیمت نفت خواهد شد.

این نشریه در بخش پایانی گزارش خود می‌نویسد: “اکنون در آلمان و اروپا علیرغم حمله صورت گرفته علیه تاسیسات آرامکو، مقام‌های اروپایی کماکان ترامپ را مقصر اصلی وضعیت ایجاد شده می‌دانند چرا که این او بود که با خروج از برجام وضعیت فعلی را ایجاد کرد. مکرون در تلاش بود تا پلی میان ایران و امریکا ایجاد کند ولی تاکنون هیچ دستاوردی نداشته است.”

اخبار مرتبط

نظرات

ســــــر مقـــــالـــــــــه

عباس عبدی؛

حمله به آرامکو و بحران امنیت رژیم صهیونیستی

حمله پهپادی به‌مهم‌ترین مرکز امپراطوری نفتی عربستان، یعنی آرامکو بازتاب‌های سیاسی بزرگی داشت و این بازتاب‌ها تازه آغاز شده است و احتمال می‌رود که در روزها و هفته‌های آینده ابعاد بزرگ‌تری نیز پیدا کند ولی به‌نظر می‌رسد که این حمله موجب تغییر دکترین‌های دفاعی منطقه شود بویژه دکترین دفاعی اسرائیل را به کلی با سؤال مواجه خواهد کرد.  واقعیت این است که تعدادی پهپاد و احتمالاً موشک از نقطه‌ای که معلوم نیست کجاست به سوی مراکز نفتی شلیک شده یا به پرواز در آمده‌اند. مبدأ اولیه ارسال آنها تا محل اصابت حداقل ۵۰۰ کیلومتر و حداکثر تا ۱۲۰۰ کیلومتر فاصله داشته است تعداد آنها زیاد و حداقل ۱۲ فروند بوده است. در این فاصله هیچ رادار و ماهواره‌ای آنها را ردیابی نکرده و هشدار نداده یا اقدامی نکرده است هنوز هم نمی‌توانند با قاطعیت بگویند که از کجا شلیک شده است. آنها از دفاع ضد هوایی پیشرفته پاتریوت عبور کرده‌اند. از همه مهمتر اینکه با دقت تمام اهداف تعیین شده را به‌صورت نقطه زنی مورد اصابت قرار داده‌اند. این امر به معنای آن است که تاریخ مصرف دکترین دفاعی و امنیتی موجود در کشورهای منطقه و حتی فرامنطقه به پایان رسیده است. در این مرحله سؤال بنیادین این نیست که عربستان یا کشورهای دیگر چه پاسخی به این حمله بدهند یا ندهند؟ پرسش اصلی این است که آیا آنان  در ادامه نیز قادر به دفاع از خود هستند یا همچنان سپر دفاعی آنان قابل عبور است؟ این مشکل بیش از هر جایی گریبان اسرائیل را خواهد گرفت چون اسرائیل تنها رژیم منطقه است که فاقد عمق استراتژیک و گستره جغرافیایی است. به همین علت از قدیم در پی ایجاد خطوط مرزی فرضی امنیتی با دایره‌هایی به شعاع‌های گوناگون بود و اجازه نمی‌داد که ارتش‌های عربی از این مرزهای مجازی و با ویژگی‌های مورد نظر اسرائیل عبور کنند یا خطوط قرمز اسرائیل را نقض نمایند. ولی حضور پهپادها و موشک‌های نقطه‌زن کل معادلات دکترین دفاعی اسرائیل را زیر و رو کرده است در حقیقت اکنون دشمن اصلی و بالفعلِ اسرائیل؛ نه کشورهای سوریه، اردن، مصر، عراق، عربستان و غیره است که هر کدام دارای ارتش‌های منظم هستند بلکه انواع و اقسام گروه‌های نظامی و شبه نظامی کوچک و متوسط هستند که در مرزهای اسرائیل مستقر هستند و ابزارهای آنان برای مبارزه علیه اسرائیل نه توپ‌های صحرایی و تانک‌های بزرگ و بالگردها و هلیکوپترهای جنگی موجود در ارتش‌های کلاسیک که نیازمند یگان‌های‌های رزمی و فرودگاه‌های جنگی و غیره است که کوچک‌ترین تحرکشان در دیدرس ماهواره قرار دارند؛ بلکه آنان براحتی می‌توانند پهپادها را ساخته و از هر محلی آنها را به پرواز درآورند و از طریق دستگاه‌های موجود الکترونیکی و حتی تلفن همراه آنها را به سوی هدف مورد نظر خود هدایت کنند و هر نوع تسلیحاتی اعم از منفجره یا بمب‌های شیمیایی و غیره را روی آنها سوار نمایند. این نوع مقابله نیازی به ارتش‌های منظم و کلاسیک ندارد و شاید بتوان گفت این تحول مثل تحولات مشابه موجب دموکراتیک ...

جدیدترین خبرها