رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • دوشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۸
  • الإثنين ۱ جماد ثاني ۱۴۴۱
  • 2020 Monday 27 January
اوقات شرعی

سروش صحت نویسنده و کارگردانی است که پیش از «لیسانسه‌ها»، آثار طنز زیادی مانند «ساختمان پزشکان»، «پژمان»، «چک برگشتی» و… را ساخته است که با گذشت چندسال اگر هنوز هم آن سریال‌ها را ببینیم، یک لبخند گوشه لب‌مان می‌نشیند.

سروش صحت نویسنده و کارگردانی است که پیش از «لیسانسه‌ها»، آثار طنز زیادی مانند «ساختمان پزشکان»، «پژمان»،«چک برگشتی» و… را ساخته است که با گذشت چندسال اگر هنوز هم آن سریال‌ها را ببینیم، یک لبخند گوشه لب‌مان می‌نشیند.

کاش «لیسانسه‌ها» در اوج خداحافظی می‌کرد

اصلا چرا راه دوری برویم؟ بر می‌گردیم به فصل اول سریال «لیسانسه‌ها» که سه سال پیش ساخته شد. سریالی که هم داستان داشت، هم نقطه شروع، هم نقطه اوج و هم پایانی که مخاطب را پای تلویزیون می‌نشاند. حتی فصل دوم هم کماکان این مشخصات را داشت اما چه شد که این کارگردان با «فوق‌لیسانسه‌ها»، درچار افول ناگهانی شد؟

کسی که با موضوع و زیرکی مخاطب را می‌خنداند، حالا به جایی رسیده که تنها دست‌آویزش برای خنده مخاطب، شده هوتن شکیبایی که یا مانند دو فصل گذشته، دائم در حال عاشق شدن است، یا منتظر است تا آهنگی پخش شود و با آن دابسمش اجرا کند، یا دیالوگ فیلم‌های معروف را با همان لحن بازگو کند. کارگردانی که حالا تنها راهش برای جلب مخاطب را دست انداختن بیش از حد موضوعاتی جدی‌ مثل اعتیاد، تشکیل زندگی، شغل مناسب و مواردی از این قبیل می‌داند که واقعیت جامعه و دغدغه اصلی جوانان است.

وقتی داستان سریالی، یک سیر تحولی را در پیش می‌گیرد، خواننده یا بیننده منتظر اتفاق‌های بزرگ و کوچک و متفاوت است، اما در فصل سوم هیچ اتفاق متفاوتی رخ نداد به جز آن‌که حادثه‌های کوچک، یک مسئله را ایجاد می‌کردند و موضوع بیش از اندازه طول می‌کشید به طوری که انگار روایت زندگی روزمره است و نه یک سریال اسم و رسم دار چند فصلی. دست کم اگر به روزمرگی‌ها پرداخته می‌شد و موضوعی برای خنده وجود داشت می‌توانست این اندازه کِش پیدا نکند چرا که همین موضوع، داستان را به لودگی می‌کشاند.

برای مثال چرا کسی که می‌خواهد به سید خندان برود، باید ۳ یا ۴ قسمت در سریال باشد تا به مقصدش برسد؟ چرا یک زورگیری ساده باید محوریت اساسی داستان برای چند قسمت اول بشود و آخر هم تکلیفش نامعلوم بماند؟ چرا داماد و پدر زن، باید دائم در یک کشمکش بی محتوا باشند؟ کِش دادن و آب بستن به یک سریال طنز که می‌تواند بستر مناسبی برای آموزش، پیشگیری و یا حل بسیاری از معضلات باشد، تا کجا می‌تواند جالب باشد؟

آقای صحت مگر سریال نساخته‌اید؟ مگر محتوای فرهنگی که تولید می‌شود؛ چه کتاب، چه موسیقی و چه سریال، نباید آورده‌ای داشته باشد؟ آورده فصل سوم سریال‌تان که شنبه گذشته، ۱۶ آذر تمام شد، چه چیز بود جز به سخره گرفتن مسائل جدی و هجو بیش از اندازه آن موضوعات؟ به کجا رسیده‌اید که نتوانستید در فصل سوم سریال، حق مطلب را به درستی ادا کند؟

آقای صحت، کاش یا سطح کیفی کارتان را ارتقا می‌دادید یا در همان نقطه اوج سریال از مخاطبان خداحافظی می‌کردید، چرا که بعد از دو فصلِ خوب «لیسانسه‌ها»، توقع‌ها از کارگردانی چون شما بیش‌تر از این حرف‌ها بود.

خبرآنلاین

اخبار مرتبط

نظرات

ســــــر مقـــــالـــــــــه

محمدعلی حبیبی؛

آیا انتقام سخت همان انتقام سریع است؟

پس از ترور ناجوانمردانه سردار شهید قاسم سلیمانی توسط ارتش تروریست آمریکا، رهبر انقلاب در پیام تسلیتی که صادر کردند از انتقام سخت سخن گفتند: «شهادت پاداش تلاش بی‌وقفه‌ی او در همه‌ی این سالیان بود، با رفتن او به حول و قوه‌ی الهی کار او و راه او متوقف و بسته نخواهد شد، ولی انتقام سختی در انتظار جنایتکارانی است که دست پلید خود را به خون او و دیگر شهدای حادثه‌ی دیشب آلودند.» از سویی دیگر محبوبیت فوق‌العاده سردار سلیمانی در میان مردم و نحوه شهادت ایشان یعنی ترور برنامه‌ریزی شده باعث شد موج خونخواهی از نخستین ساعات انتشار خبر در بین آحاد جامعه همه‌گیر شود. موج انتقام در شبکه‌های اجتماعی باعث ترس اندک‌شماری از کاربران از احتمال جنگ شد. شماری از کاربران از ترس بروز جنگ، خواهان این شدند که ایران از خون سردار سلیمانی بگذرد. اما این کاربران از یک مسئله آگاه نیستند و آن هم تست تاب‌آوری کشورهای متخاصم است. اتفاقا آمریکا اگر ببیند ایران منفعل و ساکت می‌نشیند در آن صورت احتمال جنگ در آینده بسیار زیاد است. چون آمریکا این سکوت را بر ضعف ایران حمل می‌کند و قاعدتا حمله به یک کشور ضعیف بسیار آسان‌تر از حمله به یک کشور قدرتمند است. اما اگر ایران واکنش درستی نشان دهد و انتقام این ترور ناجوانمردانه را بگیرد در آن صورت احتمال بروز جنگ بسیار کمتر است. پس در اینکه ایران باید انتقام خون سردار سلیمانی را از رژيم آمریکا بگیرد هیچ شکی نیست اما این انتقام لزوما نباید سریع باشد. به نظر می‌رسد انتظاری که در افکارعمومی مبنی بر واکنش و انتقام سریع ایران شکل گرفته انتظاری به‌جا نیست. انتقام سخت باید در زمان و مکان مناسب باشد و تشخیص زمان و مکان مناسب با فرماندهان نظامی است. ممکن است تشخیص فرماندهان نظامی این باشد که شرایط تحقق انتقام سخت یک هفته دیگر یا یک ماه دیگر فراهم می شود. موج انتقام سریع باعث می‌شود فرماندهان نظامی ما در افکارعمومی تحت فشار قرار گیرند. هرچند تجربه نشان داده فشار افکار عمومی باعث تصمیم غلط استراتژیست های ایران نمی‌شود اما این فضا باعث می‌شود اگر تصمیم ایشان برای انتقام سخت در زمانی نزدیک محقق نشود افکار عمومی سرخورده شود. به‌همین دلیل به نظر می‌رسد مطالبه افکار عمومی باید انتقام سخت باشد؛ نه انتقام سریع. خصوصا اینکه فرماندهان نظامی ما و به‌خصوص رهبری نشان داده‌اند وقتی از انتقام سخن می‌گویند حتما به آن عمل خواهند کرد -مانند انتقام از داعش در پی حمله به مجلس- اما تشخیص زمان و مکان مناسب آن برعهده ایشان است و قاعدتا پاسخ به چنین جنایتی باید با فکر و برنامه‌ریزی درست صورت گیرد. امری که سخنگوی ستاد کل نیروهای مسلح هم بر آن صحه گذاشته است. سردار ابوالفضل شکارچی سخنگوی ارشد نیروهای مسلح گفت: پاسخ به این اقدام تروریستی حق ماست و حتما جمهوری اسلامی به این اقدام تروریستی پاسخ خواهد داد. وی با تاکید بر اینکه ایران این اقدام تروریستی آمریکا را به شدت پاسخ خواهد داد، ادامه داد: البته جمهوری اسلامی ایران ...

جدیدترین خبرها