رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 51 خبر


  • چهارشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۷
  • الأربعاء ۱۰ ربيع ثاني ۱۴۴۰
  • 2018 Wednesday 19 December
تهران لطیف
١٠(°C)
وزش باد ۵(mph)
فشار ٢۶.٢٣(in)
محدوده دید ۴.٠(mi)
اشعه فرابنفش 0-Low
رطوبت ٢۶.٢٣(in)
  • چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۵ - ۰۶:۳۰
  • کد خبر : 787
  • مشاهده : 85 بازدید
  • پیشخوان » گفتگو
  • چاپ خبر : “هیلاری کلینتون” یا “ترامپ”، برای روحانی فرقی نمی کند/ آمریکا، روی دیگر ایران را هم می بیند

به گزارش حامی خبر، با وجود ریاست جمهوری روحانی به قدرت رسیدن هر یک از دو نامزد آمریکایی چندان برای ایران تفاوت نخواهد داشت. مهدی مطهرنیا،تحلیلگر مسائل بین الملل، در گفتگو با آریا در پاسخ به این سوال که پیروزی نامزد کدام حزب آمریکا در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۶، گزینه بهتری برای ایران است؟ انتخاب […]

به گزارش حامی خبر، با وجود ریاست جمهوری روحانی به قدرت رسیدن هر یک از دو نامزد آمریکایی چندان برای ایران تفاوت نخواهد داشت.
مهدی مطهرنیا،تحلیلگر مسائل بین الملل، در گفتگو با آریا در پاسخ به این سوال که پیروزی نامزد کدام حزب آمریکا در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۶، گزینه بهتری برای ایران است؟ انتخاب هیلاری کلینتون یا دونالد ترامپ تغییری در دکترین کلان امنیتی و سیاسی آمریکا در ارتباط با ایران ایجاد نخواهد کرد.

با به قدرت رسیدن هر یک دکترین قدرت هوشمندتر آمریکا باید در ارتباط با ایران ادامه پیدا کند اما تفاوت در این است که انتخاب کلینتون بستر مناسب تری برای کاربرد قدرت نرم بر علیه ایران و بهره برداری از توانایی های سخت به عنوان پشتیبانی کننده آن فراهم می سازد و به قدرت رسیدن ترامپ درست بالعکس آن عمل می کند. به عبارت دیگر ادبیات ناظر بر پیاده سازی قدرت هوشمندتر آمریکایی در برابر ایران متفاوت خواهد شد. ترامپ ادبیات سخت تری را بر می گزیند و جهت گیری نظامی در ادبیات او بیشتر یافت می شود این در حالی است که جهت گیری دیپلماتیک در نگرش های کلینتون و در ادبیات او بیشتر به چشم خواهد خورد.

در مقام قیاس تفاوتی که میان احمدی نژاد و روحانی در برخورد با آمریکا دیده شد در برخورد ترامپ و کلینتون در قبال ایران قابل شهود خواهد بود. لذا تفاوت چندانی در سیاست های کلان اعمالی بر علیه ایران ایجاد نخواهد شد. هر دو رئیس جمهور تلاش خواهند کرد ایران را بیش از گذشته در مسیر تغییر رفتار در حوزه برخورد با آمریکا و در نظم منطقه ای و مدیریت تاثیر آن بر نظام بین الملل قرار دهند. لذا اینکه بگوییم انتخاب کدام یک از دو کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا به نفع ایران است سوال انحرافی است اما می توانیم بگوییم راهیابی هیلاری کلینتون به کاخ سفید زمینه های کاهش تنش میان ایران و آمریکا را افزایش می بخشد و با توجه به رویکرد دولت روحانی ادبیات مشترک هر دو دولت زمینه های فهم و ادراک بیشتری را میان ایران و آمریکا به وجود خواهد آورد.
وی  در خصوص چالش های دولت روحانی در دور دوم ریاست جمهوری در صورت راهیابی ترامپ به کاخ سفید، نیز گفت: آقای دکتر روحانی دارای ویژگی های خاصی است از یک طرف شیخ دیپلمات است و باید بپذیریم که روحانی در عین آنکه یک دیپلمات است، عنصر امنیتی نیز محسوب می شود که جهت گیری دیپلماتیک دارد و بیش از آنکه دیپلمات باشد، روحانی است که قبل و بعد از انقلاب سوابق جدی اطلاعاتی- امنیتی پشت خود ذخیره کرده است. لذا با وجود ریاست جمهوری روحانی به قدرت رسیدن هر یک از دو نامزد آمریکایی چندان برای ایران تفاوت نخواهد داشت چون ریاست جمهوری هر کدام از آنها وجهی از وجوه حیات سیاسی امنیتی روحانی را در برمی می گیرد. ویژگی روحانی و به قدرت رسیدن وی در سال ۹۲ یکی از مختصات بسیار مناسب برای آینده ایران در ارتباط با تغییر و تحول در واشنگتن باید ارزیابی شود. روحانی با این مختصات و وجود فردی به نام ظریف در کنار او که وجهه دیپلماتیک او را بسیار قوی تر می کند و خود در یک وجه امنیتی مکمل ظریف واقع می شود بنابراین آقای روحانی در هر دو وضعیت خواهد توانست ادبیات مناسب با ریاست جمهوری ترامپ و کلینتون را باز تعریف کند.
مطهرنیا درباره دلایل گرایش جامعه آمریکا به دونالد ترامپ برغم مواضع جنجالی وی گفت: ترامپ یک شگفتی در میان جمهوریخواهان است و ممکن است به یک شگفتی در میان کل ملت آمریکا تبدیل شده و رای بیاورد اما ساختار قدرت در آمریکا و اندیشه ورزی سیاسی در افکار عمومی آمریکا اگر بروز و ظهور جدی پیدا کند، احتمال پیروزی هیلاری کلینتون از ترامپ بیشتر است. تنها نگرانی این است که ملت آمریکا ناگهان احساسی و عاطفی رای دهند و بر اساس یک حادثه در چند ماه آینده و یا شب انتخابات زمینه های پیروزی ترامپ فراهم شود اما اگر وضعیت به شکل عادی و در چارچوب تعقل سیاسی ملت آمریکا پیش رود، ساختار قدرت در آمریکا هم خواهان پیروزی کلینتون است چون کلینتون ترکیبی از بوش و اوباماست و می تواند تجلی بخش عینی قدرت هوشمندتر آمریکایی برای دستبابی به برتری در نظام بین الملل باشد.
وی در خصوص استراتژی جمهوری اسلامی ایران با روی کار آمدن رئیس جمهور بعدی آمریکا گفت: ایران هیچ گاه استراتژی به معنای اصیل کلمه و تخصصی آن را از خود نشان نداده است. باید اعتراف کنیم ما کلمات را بکار می بریم اما محتوای آن را عملیاتی نمی کنیم. شاید دولت روحانی در تنظیم استراتژی های خود بهتر از دولتهای گذشته وارد عمل شده است و پیش از رخ دادن یک رویداد و رسیدن به یک روند تلاش کرده سناریوهای بدیل آن را شکل و محتوا بخشد. به نظر می رسد جمهوری اسلامی ایران به تدریج به واقع گرایی روی آورده و تلاش می کند با جهت گیری های مبتنی بر آینده اندیشی و استفاده از کارشناسان آینده پژوه، زمینه های طراحی سناریوهای گوناگون در مقابله با وضعیت های متفاوت محتمل و مطلوب را مورد توجه قرار دهد و این می تواند تا حدودی قابل تعمق باشد.
این استاد دانشگاه در خصوص احتمال یک دوره ای شدن ریاست جمهوری آقای روحانی در صورت ملموس نشدن نتایج برجام نیز گفت: این نگرش عملیات روانی و تنظیم شده در اتاق فکر جناح های رقیب دولت یازدهم است. سفرهای اخیر احمدی نژاد به شهرهای مختلف و بازتاب های مختلف آن در قالب های گوناگون عملیات روانی در حال وقوع است و اینها تا حدود زیادی نخ نما شده است. دولت روحانی باید طبقات فزاینده مردم را مدیریت کند. آنچه دولت روحانی تاکنون انجام داده است یعنی کنترل تورم و پایین آوردن آن در زمانی که رکود همچنان ادامه دارد، برای مردم به ویژه قشر سرمایه دار قابل پذیرش نیست؛ چون تورم کنترل شده اما بازار هنوز تحرکی پیدا نکرده است. اما آنچه که مسجل و روشن است، این است که مردم به این فهم رسیده اند که نمی توان تورم و رکود را در یک جا و یک زمان حل کرد. از سوی دیگر فقدان ساختار مناسب در ایران و شعارهای متفاوت در باب اقتصادهای گوناگون در ۴ دهه گذشته از اقتصاد اسلامی تا اقتصاد مقاومتی هیچ کدام زیر بناهای خاص اقتصادی در ایران ندارند؛ چون ایران فاقد بانک ارزی پولی و سرمایه ای است و جز ۴ بانک اصلی جهانی محسوب نمی شود. بانک های ما به هیچ وجه دارای وضعیت مناسب در جهت هماهنگ شدن با بازارهای جهانی نیستند لذا تا نتوانیم زمینه ساز ایجاد فضای مناسب در این رابطه باشیم حتی لغو تحریمها هم نخواهد توانست اوضاع اقتصادی ما را چندان مناسب نماید. لذا آنچه که اکنون با وضعیت کنونی انجام شده است قابل پذیرش است، اگر چه تا رسیدن به وضعیت مطلوب راه زیادی وجود دارد.

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

جلال‌خو ‌ش چهره/ابتکار؛

تغییر رویکرد تهدیدهای آمریکا

همه قرائن حکایت از تشدید اقدام‌های آمریکا علیه حاکمیت سیاسی ایران دارد. این اقدام‌ها که ابتدا چهره اقتصادی و ایدئولوژیک داشت، اکنون وجوه تازه‌تری از نزدیک شدن به احتمال یک رودررویی مستقیم از جنس نظامی را به رخ می‌کشد. آیا ایران و آمریکا به برخورد نظامی نزدیک شده‌اند؟ واشنگتن امیدوار بود با اعلام رسمی دور تازه تحریم‌ها علیه ایران در چهارم نوامبر (13 آبان گذشته) شوک بی‌ثبات کننده‌ای را بر سامان سیاسی ـ اقتصادی این کشور وارد کند. به زعم دولت ترامپ، شروع رسمی تحریم‌ها می‌توانست حداقل ناآرامی‌هایی ایجاد کند مانند آنچه در دی‌ماه سال 96 در شهرهای ایران رخ داد. به‌ویژه ایجاد شوک در بازار پول‌های خارجی و قیمت اقلام مصرفی، بستر اعتراض‌های اجتماعی را برای واداشتن تهران به عقب‌نشینی از مواضع اصولی‌اش سبب می‌شد. اما برخلاف همه انتظارها، چنین نشد و به عکس تهران توانست با تدابیر کنترلی به مثابه ضربه‌گیر، مانع هرگونه بی‌ثباتی شود که واشنگتن در پی آن بود. اکنون و به‌رغم همه اقدام‌ها برای محدودسازی اقتصاد ایران، دولتمردان آمریکایی شکل خشن‌تری را برای بیان خواست‌های خود از تهران پیشه کرده‌اند. این روزها مقام‌های دولت ترامپ کمتر از لزوم تغییر رفتار نظام سیاسی ایران می‌گویند، بلکه با به رخ کشیدن برخی نمایش‌ها مانند حضور «رضا پهلوی» در اندیشکده انستیتو واشنگتن به عنوان به اصطلاح گروه آلترناتیو، برپایی نمایشگاه‌هایی مثل آنچه «برایان هوک» معاون وزیر امور خارجه آمریکا درباره توانمندی موشکی ایران انجام داد، سفرها و سخنرانی‌های مستمر «مایک پمپئو» در نقاط مختلف جهان و در چارچوب ایجاد هراس عمومی علیه دولتمردان ایرانی و توان نظامی این کشور، سخن از لزوم تغییر رژیم سیاسی گفته می‌شود. این تغییر رویه از یکسو ناشی از ناکامی در وارد کردن شوک اولیه به ثبات سیاسی ـ اقتصادی ایران است‌. از سوی دیگر وادار کردن تهران به قبول مطالباتی است که بتواند به سیاست‌های منطقه‌ای دولت ترامپ از حیث کارآمدی، مشروعیت دهد. تدارک برگزاری مانور در شمال دریای عرب و نزدیک آب‌های ایران با حضور «جان اس استنیس» (ناو پنجم نیروی دریایی آمریکا) و نیز براساس گزارش وال‌استریت ژورنال به نقل از منابع آگاه، اعزام ناوبرهای هواپیمابر به خلیج فارس، هدایت نیروهای داعش از سوریه و عراق به افغانستان و تلاش برای همسوسازی طالبان با هدف نزدیک کردن تهدیدها به بدنه امنیتی ایران، همگی به تشدید تهدیدهای واشنگتن اشاره دارد. تهدیدهایی که به طور مستقیم نظام سیاسی ایران را نشانه گرفته است. در این حال نباید از نظر دور داشت که مهمترین مشکل واشنگتن در سیاست‌های ضد ایرانی‌اش، نبود مشروعیتی است که باید اقدام‌های او را نزد افکار عمومی توجیه کند. آخرین جلسه شورای امنیت سازمان‌ملل درباره ایران، گواه این مدعا است. اجلاس یاد شده نشان داد که دولت آمریکا برای اقدام‌های خود همچنان با بحران مشروعیت روبه‌رو است. اگرچه همه اقدام‌های ایذایی از جمله فلج‌سازی اقتصاد، آسیب‌پذیر کردن سامان سیاسی ادامه دارد، ولی تغییر لحن و رویکرد واشنگتن از اعلام و اجرای سیاست‌های تحریمی به تهدیدهای نظامی از جنس آنچه در بالا به آنها اشاره شد، حاکی از ناکامی در ایجاد شوک ...

تازه ترین اخبار