رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • سه شنبه ۱ اسفند ۱۳۹۶
  • الثلاثاء ۴ جماد ثاني ۱۴۳۹
  • 2018 Tuesday 20 February
تهران لطیف
١٣(°C)
وزش باد ١۴(mph)
فشار ٢۵.٩۵(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 0-Low
رطوبت ٢۵.٩۵(in)
  • چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۵ - ۰۶:۳۰
  • کد خبر : 787
  • مشاهده : 63 بازدید
  • پیشخوان » گفتگو
  • چاپ خبر : “هیلاری کلینتون” یا “ترامپ”، برای روحانی فرقی نمی کند/ آمریکا، روی دیگر ایران را هم می بیند

به گزارش حامی خبر، با وجود ریاست جمهوری روحانی به قدرت رسیدن هر یک از دو نامزد آمریکایی چندان برای ایران تفاوت نخواهد داشت. مهدی مطهرنیا،تحلیلگر مسائل بین الملل، در گفتگو با آریا در پاسخ به این سوال که پیروزی نامزد کدام حزب آمریکا در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۶، گزینه بهتری برای ایران است؟ انتخاب […]

به گزارش حامی خبر، با وجود ریاست جمهوری روحانی به قدرت رسیدن هر یک از دو نامزد آمریکایی چندان برای ایران تفاوت نخواهد داشت.
مهدی مطهرنیا،تحلیلگر مسائل بین الملل، در گفتگو با آریا در پاسخ به این سوال که پیروزی نامزد کدام حزب آمریکا در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۶، گزینه بهتری برای ایران است؟ انتخاب هیلاری کلینتون یا دونالد ترامپ تغییری در دکترین کلان امنیتی و سیاسی آمریکا در ارتباط با ایران ایجاد نخواهد کرد.

با به قدرت رسیدن هر یک دکترین قدرت هوشمندتر آمریکا باید در ارتباط با ایران ادامه پیدا کند اما تفاوت در این است که انتخاب کلینتون بستر مناسب تری برای کاربرد قدرت نرم بر علیه ایران و بهره برداری از توانایی های سخت به عنوان پشتیبانی کننده آن فراهم می سازد و به قدرت رسیدن ترامپ درست بالعکس آن عمل می کند. به عبارت دیگر ادبیات ناظر بر پیاده سازی قدرت هوشمندتر آمریکایی در برابر ایران متفاوت خواهد شد. ترامپ ادبیات سخت تری را بر می گزیند و جهت گیری نظامی در ادبیات او بیشتر یافت می شود این در حالی است که جهت گیری دیپلماتیک در نگرش های کلینتون و در ادبیات او بیشتر به چشم خواهد خورد.

در مقام قیاس تفاوتی که میان احمدی نژاد و روحانی در برخورد با آمریکا دیده شد در برخورد ترامپ و کلینتون در قبال ایران قابل شهود خواهد بود. لذا تفاوت چندانی در سیاست های کلان اعمالی بر علیه ایران ایجاد نخواهد شد. هر دو رئیس جمهور تلاش خواهند کرد ایران را بیش از گذشته در مسیر تغییر رفتار در حوزه برخورد با آمریکا و در نظم منطقه ای و مدیریت تاثیر آن بر نظام بین الملل قرار دهند. لذا اینکه بگوییم انتخاب کدام یک از دو کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا به نفع ایران است سوال انحرافی است اما می توانیم بگوییم راهیابی هیلاری کلینتون به کاخ سفید زمینه های کاهش تنش میان ایران و آمریکا را افزایش می بخشد و با توجه به رویکرد دولت روحانی ادبیات مشترک هر دو دولت زمینه های فهم و ادراک بیشتری را میان ایران و آمریکا به وجود خواهد آورد.
وی  در خصوص چالش های دولت روحانی در دور دوم ریاست جمهوری در صورت راهیابی ترامپ به کاخ سفید، نیز گفت: آقای دکتر روحانی دارای ویژگی های خاصی است از یک طرف شیخ دیپلمات است و باید بپذیریم که روحانی در عین آنکه یک دیپلمات است، عنصر امنیتی نیز محسوب می شود که جهت گیری دیپلماتیک دارد و بیش از آنکه دیپلمات باشد، روحانی است که قبل و بعد از انقلاب سوابق جدی اطلاعاتی- امنیتی پشت خود ذخیره کرده است. لذا با وجود ریاست جمهوری روحانی به قدرت رسیدن هر یک از دو نامزد آمریکایی چندان برای ایران تفاوت نخواهد داشت چون ریاست جمهوری هر کدام از آنها وجهی از وجوه حیات سیاسی امنیتی روحانی را در برمی می گیرد. ویژگی روحانی و به قدرت رسیدن وی در سال ۹۲ یکی از مختصات بسیار مناسب برای آینده ایران در ارتباط با تغییر و تحول در واشنگتن باید ارزیابی شود. روحانی با این مختصات و وجود فردی به نام ظریف در کنار او که وجهه دیپلماتیک او را بسیار قوی تر می کند و خود در یک وجه امنیتی مکمل ظریف واقع می شود بنابراین آقای روحانی در هر دو وضعیت خواهد توانست ادبیات مناسب با ریاست جمهوری ترامپ و کلینتون را باز تعریف کند.
مطهرنیا درباره دلایل گرایش جامعه آمریکا به دونالد ترامپ برغم مواضع جنجالی وی گفت: ترامپ یک شگفتی در میان جمهوریخواهان است و ممکن است به یک شگفتی در میان کل ملت آمریکا تبدیل شده و رای بیاورد اما ساختار قدرت در آمریکا و اندیشه ورزی سیاسی در افکار عمومی آمریکا اگر بروز و ظهور جدی پیدا کند، احتمال پیروزی هیلاری کلینتون از ترامپ بیشتر است. تنها نگرانی این است که ملت آمریکا ناگهان احساسی و عاطفی رای دهند و بر اساس یک حادثه در چند ماه آینده و یا شب انتخابات زمینه های پیروزی ترامپ فراهم شود اما اگر وضعیت به شکل عادی و در چارچوب تعقل سیاسی ملت آمریکا پیش رود، ساختار قدرت در آمریکا هم خواهان پیروزی کلینتون است چون کلینتون ترکیبی از بوش و اوباماست و می تواند تجلی بخش عینی قدرت هوشمندتر آمریکایی برای دستبابی به برتری در نظام بین الملل باشد.
وی در خصوص استراتژی جمهوری اسلامی ایران با روی کار آمدن رئیس جمهور بعدی آمریکا گفت: ایران هیچ گاه استراتژی به معنای اصیل کلمه و تخصصی آن را از خود نشان نداده است. باید اعتراف کنیم ما کلمات را بکار می بریم اما محتوای آن را عملیاتی نمی کنیم. شاید دولت روحانی در تنظیم استراتژی های خود بهتر از دولتهای گذشته وارد عمل شده است و پیش از رخ دادن یک رویداد و رسیدن به یک روند تلاش کرده سناریوهای بدیل آن را شکل و محتوا بخشد. به نظر می رسد جمهوری اسلامی ایران به تدریج به واقع گرایی روی آورده و تلاش می کند با جهت گیری های مبتنی بر آینده اندیشی و استفاده از کارشناسان آینده پژوه، زمینه های طراحی سناریوهای گوناگون در مقابله با وضعیت های متفاوت محتمل و مطلوب را مورد توجه قرار دهد و این می تواند تا حدودی قابل تعمق باشد.
این استاد دانشگاه در خصوص احتمال یک دوره ای شدن ریاست جمهوری آقای روحانی در صورت ملموس نشدن نتایج برجام نیز گفت: این نگرش عملیات روانی و تنظیم شده در اتاق فکر جناح های رقیب دولت یازدهم است. سفرهای اخیر احمدی نژاد به شهرهای مختلف و بازتاب های مختلف آن در قالب های گوناگون عملیات روانی در حال وقوع است و اینها تا حدود زیادی نخ نما شده است. دولت روحانی باید طبقات فزاینده مردم را مدیریت کند. آنچه دولت روحانی تاکنون انجام داده است یعنی کنترل تورم و پایین آوردن آن در زمانی که رکود همچنان ادامه دارد، برای مردم به ویژه قشر سرمایه دار قابل پذیرش نیست؛ چون تورم کنترل شده اما بازار هنوز تحرکی پیدا نکرده است. اما آنچه که مسجل و روشن است، این است که مردم به این فهم رسیده اند که نمی توان تورم و رکود را در یک جا و یک زمان حل کرد. از سوی دیگر فقدان ساختار مناسب در ایران و شعارهای متفاوت در باب اقتصادهای گوناگون در ۴ دهه گذشته از اقتصاد اسلامی تا اقتصاد مقاومتی هیچ کدام زیر بناهای خاص اقتصادی در ایران ندارند؛ چون ایران فاقد بانک ارزی پولی و سرمایه ای است و جز ۴ بانک اصلی جهانی محسوب نمی شود. بانک های ما به هیچ وجه دارای وضعیت مناسب در جهت هماهنگ شدن با بازارهای جهانی نیستند لذا تا نتوانیم زمینه ساز ایجاد فضای مناسب در این رابطه باشیم حتی لغو تحریمها هم نخواهد توانست اوضاع اقتصادی ما را چندان مناسب نماید. لذا آنچه که اکنون با وضعیت کنونی انجام شده است قابل پذیرش است، اگر چه تا رسیدن به وضعیت مطلوب راه زیادی وجود دارد.

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

بررسی تاریخی مبارزات جنبش دانشجویی؛

جنبشِ ضد استعماری

بررسی تاریخی مبارزات جنبش دانشجویی در ایران علیه دخالت و غارتگری بیگانگان: جنبشِ ضد استعماری «جنبش دانشجویی در ایران طی سالیان متمادیِ حرکت خود فراز و فرودهایی داشته است. نکته‌ی مهم در این میان توجه این جنبش به مسائل و مشکلات مردم و کشور طی برهه‌های گوناگون و نقش‌آفرینی دانشجویان در مقاطع حساس تاریخی است. یکی از مسائل مورد توجه این جنبش مقابله‌ و مبارزه‌ی آن با «استعمار» و زیاده‌خواهی قدرت‌های مستکبر غربی بوده است.پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR در یادداشت زیر چند فراز تاریخی مهم مبارزات ضداستعماری جنبش دانشجویی را مورد بررسی قرار داده است.» ۱- مقدمه اگرچه دانشگاه، مؤسسه‌ای علمی - آموزشی است، اما دانشجویان همانند سایر اقشار اجتماعی علاوه بر وظیفه‌ی تخصصی خود که تحصیل و تحقیق می‌باشد، به‌عنوان عضوی از جامعه‌ی انسانی در قبال سرنوشت جامعه و مناسبات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی موجود حساسیت دارند و واکنش نشان می‌دهند و به این ترتیب وارد عرصه‌ی سیاست می‌شوند. در طی سال‌های تأسیس دانشگاه در ایران تا پیروزی انقلاب اسلامی، مهم‌ترین مشکلات جامعه‌ی ایران شامل استعمار خارجی و وابستگی حکومت، استبداد سیاسی، نابرابری اجتماعی و بحران هویت فرهنگی بوده است. لذا همانند بسیاری از کشورهای در حال توسعه، جنبه‌های ضد استعماری جنبش دانشجویی در ایران به‌عنوان شاخص‌ترین وجه مشترک اهداف دانشجویانِ مبارز و تشکل‌های سیاسی دانشجویی در طیف‌های مختلف چپ‌گرا، ملی‌گرا و اسلام‌گرا بوده است. سابقه‌ی تاریخی تعرضات و دخالت قدرت‌های بزرگ به‌ویژه روسیه و انگلستان در امور داخلی ایران از دوره‌ی قاجاریه و غارت منابع اقتصادی، تجزیه‌ی بخش‌هایی از سرزمین‌های ایران، اِعمال حق کاپیتولاسیون و تحقیر ملت ایران باعث شده که از همان زمان یکی از مشکلات عمده‌ی جامعه‌ی ایران، استعمار و دخالت بیگانگان تلقی شود. دخالتی که عقب‌ماندگی جامعه و وابستگی حکومت‌ها را در پی داشته که از آن جمله، روی کار آمدن رضاشاه به‌واسطه‌ی حمایت انگلستان در پی کودتای ۳ اسفند ۱۲۹۹ بوده است. لذا در اغلب فعالیت‌ها و تجمعات دانشجویی، موضوع وابستگی حکومت رضاشاه مورد اعتراض بود. ۲- مبارزات ضد استعماری جنبش دانشجویی در دهه ۱۳۲۰ با اشغال ایران در شهریور ۱۳۲۰ توسط کشورهای انگلستان، اتحاد جماهیر شوروی و آمریکا در جنگ جهانی دوم به بهانه‌ی مقابله با پیشروی هیتلر، هر یک از دولت‌های اشغالگر با استفاده از ابزارهای مختلف نظامی، سیاسی و اقتصادی برای گسترش حوزه‌ی نفوذشان در ایران، به‌ویژه در موضوع نفت رقابت می‌کردند. مشکلات ناشی از حضور بیگانگان و جنگ منجر به ناامنی، رکود صادرات، تورم شدید، کمبود ارزاق و گسترش فقر و بیماری در کشور شده بود. در این دوران عوامل استعمار در قالب دربار، پوششی برای شاه جوان تشکیل دادند و از جانب او سخن می‌گفتند؛ دولت‌ها از ملت جدا بودند و اتکایی به مردم نداشتند. در واکنش به این مشکلات، دانشجویان چپ‌گرا و وابسته به حزب توده ضمن آنکه از بیان وابستگی به شوروی خودداری می‌کردند، عمده‌ی فعالیت خود را بر محور مبارزه با امپریالیسم و استعمار غرب و موضوع عدالت اجتماعی قرار داده بودند. از ابتدای دهه‌ی ۱۳۲۰ جمعی از دانشجویان اسلام‌گرای دانشگاه تهران که برای دفاع از هویت دینی، انجمن اسلامی دانشجویان را ...

تازه ترین اخبار